‏نمایش پست‌ها با برچسب مقاومت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مقاومت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ اسفند ۵, شنبه

ايران-موج محکومیت های بین المللی به حضور علیرضا آوایی در شورای حقوق بشر - فراخوان برای دستگیری وی




فراخوانهای تظاهر کنندگان:
آوایی به خاطر ارتکاب جنایت علیه بشریت در قتل عام ۶۷
و سرکوب و دستگیری و قتل زندانیان قیام باید محاکمه شود

سازمان ملل متحد به جای پذیرش یک قاتل ۶۷
باید حکومت آخوندی را به آزادی زندانیان قیام
توقف شکنجه و اعدام‌ و دیگرجنایات ضد انسانی وادارکند

دریک تظاهرات اعتراضی در ژنو همزمان با حضور علیرضا آوایی از قاتلان ۶۷ و وزیردادگستری رژیم آخوندی در کابینه آخوند روحانی، شرکت کنندگان در تظاهرات در مقابل سازمان ملل در ژنو، پذیرش یک جنایتکار شناخته شده را که از آمران و عاملان قتل عام ۳۰هزار زندانی سیاسی درسال ۶۷ است، به شدت محکوم کردند. بخصوص که جنایات علیرضا آوایی تا به امروز هم چنان ادامه دارد و او به عنوان وزیر دادگستری فاشیسم دینی حاکم برایران، در دستگیری دست کم 8000 تن از جوانان در قیام دی ماه گذشته و به شهادت رساندن 50 تن از تظاهر کنندگان در خیابانها و یا زیر شکنجه مسئولیت دارد.

این تظاهرات در حالی برگزارشد که یک روز قبل و همزمان با ورود آوایی به خاک سوییس، شورای ملی مقاومت با شکایت به دادستان کل سوییس برای تحت تعقیب قرار دادن علیرضا آوایی، به کمیسر عالی حقوق بشر فراخوان داد که شورای حقوق بشر نباید تریبون بررسی جنایات آوایی باشد.
مارک بونان حقوقدان برجسته و وکیل سرشناس سوییسی در شکایت ارائه شده ازسوی شورای ملی مقاومت ایران نزد دادستان کل کنفدراسیون سوییس، خواستار این شد که علیرضا آوایی را به خاطر جنایت علیه بشریت در قتل عام زندانیان سیاسی درسال۶۷ تحت تعقیب قرار دهد.


موج محکومیت های بین المللی به حضور علیرضا آوایی در شورای حقوق بشر - فراخوان برای دستگیری وی


به دنبال ورود علیرضا آوایی از قاتلان ۶۷ و وزیر دادگستری کابینه روحانی به ژنو، مارک بونان وکیل شورای ملی مقاومت ایران در سوئیس در نامه ای به دادستان کل کنفدراسیون سوئیس، خواستار تعقیب و دستگیری علیرضا آوایی بجرم جنایت علیه بشریت در قتل عام ۶۷ و سرکوب مردم ایران شد.

خبرگزاریهای مختلفی از تظاهرات انعکاس دادند لینک تعدادی از انعکاسات در زیر میاید:


آوایی از عاملان قتل‌عام سال 67در ایران به‌خاطر دست‌داشتن در جنایت علیه بشریت در لیست سیاه اتحادیه اروپا قرار دارد

 دادستان کل سوئیس تأیید کرد که شکایتی را دریافت کرده در آنجا توضیح می‌دهند: «اسناد در حال بررسی هستند»

سفر علیرضا آوایی وزیر دادگستری رژیم ایران به ژنو خشم و  عصبانیت سازمانهای غیردولتی را برانگیخته است






بیانیه هیأت آمریکا در شورای حقوق بشر: محکومیت حضور و سخنرانی علیرضا آوایی وزیر دادگستری رژیم آخوندها
دفتر نمایندگی آمریکا در مقر اروپایی ملل‌متحد در ژنو، بیانیه هیأت آمریکا در شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره حضور و سخنرانی علیرضا آوایی قاتل 67و وزیر دادگستری رژیم در اجلاس شورای حقوق بشر را منتشر و اعلام  کرد.
ما از این‌که علیرضا آوایی، کسی که مسئول اعدامهای خودسرانه و بازداشتهای سیستماتیک ایرانیان بی‌گناه است، برای سخنرانی در اجلاس ۳۷ام شورای حقوق بشر آمده نگرانیم. چنین ناقضین حقوق بشر نباید از شورای حقوق بشر، به‌عنوان یک تریبون برای مخدوش کردن ارزشهای بنیادینی که این شورا برای دفاع از آن تأسیس شده استفاده کنند.




شکایت شورای ملی مقاومت به دادستان کل سوئیس برای تحت تعقیب قرار دادن علیرضا آوایی

فراخوان به کمیسر عالی حقوق بشر: شورای حقوق بشر باید تریبون بررسی جنایات آوایی باشد

روز دوشنبه ۷ اسفند (۲۶ فوریه) همزمان با ورود علیرضا آوایی یکی از مسئولان قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ و وزیر دادگستری روحانی، به خاک سوئیس مارک بونان، حقوقدان برجسته و وکیل سرشناس سوئیسی شکایتی را از سوی شورای ملی مقاومت ایران علیه این جنایتکار نزد آقای میشل لوبر دادستان کل کنفدراسیون سوئیس ثبت کرد و خواستار این شد که علیرضا آوایی را به خاطر جنایت علیه بشریت تحت تعقیب قرار دهد.

در این شکایت که حاوی پرونده و سوابق جنایتکارانه علیرضا آوایی است، آمده است: پذیرش آوایی در سوئیس «با اخلاقیات و حقوق عمیقا در تضاد است» و «شورای حقوق بشر سازمان ملل به غلط او را می‌پذیرد تا به‌طور طنزآمیزی در مورد حقوق بشر سخنرانی کند». شکایت می افزاید: سوابق آوایی «باعث گردیده وی شامل تحریمات مالی اتحادیه اروپا شود» و همچنین «به‌خاطر نقض حقوق بشر، دستگیریهای خودسرانه، پایمال کردن حقوق زندانیان و اعدام هایی که مرتکب شده است” در لیست سیاه سوئیس قرار گیرد.

شکایت همچنین به نقش آوایی در قتل عام زندانیان سیاسی در دزفول و خوزستان پرداخته و با استناد به شهود می‌افزاید: «بعد از یک بررسی عمیق، کشتارهای مخالفان سیاسی که بین موج بزرگ سرکوب در پایان ژوییه ۱۹۸۸ تا ژانویه ۱۹۸۹ رخ داد، بایستی به‌لحاظ حقوقی به‌عنوان جنایت علیه بشریت به مفهوم ماده ۷ استاتوی رم مربوط به دادگاه جنایی بین المللی سال ۱۹۹۸، توصیف شود که مضمون آن در ماده ۲۶۴-آ دادگاه جنایی آمده است».

از سوی دیگر محمد محدثین، مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران، طی نامه یی از زید رعد حسین کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد خواستار لغو سخنرانی آوایی در شورای حقوق بشر شد و نوشت این یک «لکه ننگ برای شورا و یک اهانت به مردم ایران و به‌طور خاص به خانواده های شهیدان است». وی افزود: به‌جای قرار دادن مهمترین فورومهای بین المللی در زمینه حقوق بشر، در اختیار چنین جنایتکارانی، باید به عدم پاسخگویی آنها پایان بخشیده و این فرومها به ارگانهایی تبدیل شود که جنایتهای آنها را بررسی می نمایند» به‌خصوص که جنایات آوایی تا به امروز ادامه دارد و او به عنوان وزیر دادگستری مستقیم یا غیرمستقیم در دستگیری دست کم۸۰۰۰تن از جوانان در قیام دی ماه گذشته و در به شهادت رساندن ۵۰تن از تظاهرکنندگان در خیابانها یا زیر شکنجه مسئولیت دارد.

شکایت شورای ملی مقاومت به دادستان کل سوئیس برای تحت تعقیب قرار دادن علیرضا آوایی


نیکی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل‌متحد  شب گذشته 6اسفند 96 در یک بیانیه مطبوعاتی سخنرانی این هفته  علیرضا آوایی وزیر دادگستری کابینه آخوند روحانی در شورای حقوق‌بشر را محکوم و اعلام کرد: شورای حقوق‌بشر باید از این‌که به آوایی اجازه دهد تا برای اعضای این شورا سخنرانی کند، شرم کند. آوایی  مسئول   بدترین نقض  حقوق‌بشر در ایران است از جمله: ممانعت از آزادیهای سیاسی و ترویج سرکوب، خشونت و کشتار فراقضایی زندانیان سیاسی  .

علیرضا آوایی وزیر دادگستری کابینه آخوند روحانی


موج محکومیت و اعتراض علیه سفر محتمل علیرضا آوایی از قاتلان ۶۷و وزیر دادگستری آخوند روحانی به ژنو

لیندا چاوز مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید در اعتراض و محکومیت سفر محتمل علیرضا آوایی به ژنو نوشت: اگر ‌چه سخنرانی هر مقام رسمی رژیم ایران در این شورا تأسف‌بار است، اما سخنرانی علیرضا آوایی دو برابر تأسف‌آور است. پرونده حقوق‌بشری رژیم ایران یکی از بدترین (نمونه‌ها) در جهان است؛ این موضوع نه تنها توسط سازمانهای مستقل حقوق‌بشری مورد تأیید قرار گرفته، بلکه گزارشهای خودِ سازمان ملل نیز آن‌را تأیید می‌کند.



علیرضا آوایی وزیر دادگستری کابینه آخوند روحانی

بر گزیده ای مطلبی تحت عنوان ژن خمینی در اجلاس شورای حقوق‌بشر
دریغ و درد از جهان بی‌درد و روزگار  بی‌غیرتی که 73سال پس از دادگاه نورنبرگ و محاکمه هیات‌های مرگ آلمان ـ و 30سال پس از قتل‌عام زندانیان سیاسی در ایران ـ شاهد سخنرانی علیرضا آوایی؛ «ژن» خمینی و یکی از اعضای برجستهٴ‌ هیأت مرگ در شورای حقوق‌بشر سازمان ملل‌متحد در ژنو هستیم.

حضور آوایی «ژن» برگزیده و منتخب نظام آخوندی در شورای اروپا به همان اندازه مضحک و مشمئز کننده است که بشنویم قرار است دو «ژن» قوی هیتلر یکی «فرانتس گورتنر» و یکی «لوئیس رودلف فرانتس اشلگلبرگر» که هر دو وزیر دادگستری هیتلر و از شکارچیان معروف «ژن»های بد بودند روز سه‌شنبه 27فوریه در شورای حقوق‌بشر در وصف «حقوق‌بشر» سخنرانی کنند.

مأموریت هیتلر و یارانش با آغاز دادگاه نورنبرگ  تمام شد. اما علیرضا آوایی بیش از سی‌سال است به اصلاح «نژاد» و کشتار «ژن»های غیرولایی نشسته است. بسیاری از «ژن»های بد را در زندان، برخی را در خارج کشور و برخی را زنجیره‌یی کردند. تعدادی را در مطب، در خیابان، در اتوبوس، در ساختمان یا در آسمان سلاخی کردند و این‌گونه بود که آوایی به وزارت دادگستری رسید. یک ژن مثل فرانتس گورتنر وزیر دادگستری پیشوا اما ضربدر 30سال. «ژن»ی از هر جهت برگزیده و منتخب که می‌تواند در یک آن دهها و صدها هزار ژن غیر«اسلام»ی و غیرفقاهتی را نابود کند.

امروز در دنیای ارتباطات و عصر آگاهی،  «ژن» خمینی که در نژادپرستی، خودپرستی و انحصارطلبی هزار هیتلر و بقایای «پیشوا» را پشت سر گذاشته است، مهمان سی‌وهفتمین نشست شورای حقوق‌بشر سازمان ملل در ژنو است.


آیا توهینی بالاتر از این به ساحت مقدس بشر و حقوق ابتدایی بشر ممکن است؟


مقاومت ايران خواستار لغو سخنراني وزير دادگستري ملايان در شوراي حقوق بشر و محاكمه وي به خاطر جنايت عليه بشريت است

مقاومت ايران خواستار لغو سخنراني وزير دادگستري ملايان در شوراي حقوق بشر و محاكمه وي به خاطر جنايت عليه بشريت است

مقاومت ايران به شديدترين وجه سفر برنامه‌ريزي شده عليرضا آوايي، وزير دادگستري رژيم ايران و از مسئولان قتل‌عام ۱۳۶۷، براي سخنراني در شوراي حقوق بشر ملل متحد در ژنو را محكوم نموده خواهان لغو اين سخنراني و دستگيري و محاكمه وي به‌خاطر جنايت عليه بشريت است.

آوايي يكي از مسئولان قتل عام زندانيان سياسي در سال ۱۳۶۷ و از اعضاي هيأت مرگ استان خوزستان و مسئول اعدام بسياري از زندانيان سياسي است که در جريان قتل عام سال ۱۳۶۷ آنها را به اعدام محكوم كرد.

آوائي از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ دادستان عمومي و انقلاب دزفول و اهواز بود.

در جريان قتل عام ۱۳۶۷ (۱۹۸۸) دادستان انقلاب در دزفول بود و بر اساس دستور خميني به عضويت هیأت مرگ در خوزستان در آمد و مسئول اعدام شمار زيادي از زندانيان در زندان يونسكو دزفول بود. به گفته شهود عيني به دستور عليرضا آوايي، جلادان رژیم گروهي از زندانيان نوجوان و كمتر از ۱۸سال در محوطه‌ پرت افتاده‌ پشت حیاط خلوت زندان یونسکو در گروههای دو - سه نفره اعدام می کردند.

بر مبناي تعريف پيمان رم، قتل عام سال ۱۳۶۷ جنايت عليه بشريت محسوب مي‌شود. به‌دنبال فتوايي از جانب خميني بيش از ۳۰۰۰ زندان سياسي كه بیشتر آنها اعضاي سازمان مجاهدين خلق ايران بودند، به‌صورت خودسرانه ظرف چند ماه اعدام شدند.

آوايي در سالهاي بعد رئيس دادگستري استانهاي لرستان، مركزي و اصفهان بود. از سال ۱۳۸۴تا ۱۳۹۳ رئیس كل دادگستري استان تهران، سپس معاون وزير كشور شد و در تیر۹۵ روحاني او را به‌عنوان رئيس دفتر بازرسي ويژه رئيس جمهور منصوب كرد.

آوایی به خاطر نقض حقوق بشر و مشاركت مستقيم در شكنجه و قتل عام زندانيان سياسي از مهر۱۳۹۰ (اكتبر۲۰۱۱) در فهرست تحريم‌هاي اتحاديه اروپا قرار گرفت.

اتحاديه اروپا در سال ۲۰۱۱ آوايي را به‌خاطر نقض حقوق بشر در ليست تحريمهاي خود قرار داد و اعلام كرد او «به‌عنوان رئيس قضاييه تهران او مسئوليت نقضهاي حقوق بشر، دستگيريهاي خودسرانه، انكار حقوق زندانيان و افزايش اعدامها را به عهده داشته است».

سخنراني آوايي در شوراي حقوق بشر، سازمان ملل و مكانيزمهاي حقوق بشري آن را به سخره گرفته و به رژيم ملايان اين پيام را خواهد داد كه جامعه بين المللي حاضر است چشمهاي خود را به روي بدترين ناقضان حقوق بشر ببندد. وي علاوه بر دست داشتن در جنايت عليه بشريت در چهار دهه گذشته، امروز نيز به عنوان وزير دادگستري رژيم آخوندي در جريان سركوب وحشيانه اعتراضات مردمي و دستگيري دست‌كم ۸۰۰۰ تن و قتل دستگيرشدگان زير شكنجه مسئوليت دارد.

با توجه به يك عمر سابقه جنايت عليه بشريت، تنها جايي كه در اروپا بايد به آوايي اجازه صحبت داده شود در برابر دادگاه جنايي بين المللي است.


به  گزارش آسوشیتدپرس سفر دژخیم علیرضا آوایی از عاملان قتل‌عام 67و وزیر دادگستری آخوند روحانی به نهاد عالی حقوق‌بشر سازمان ملل اعتراضهایی به‌دنبال داشته است.

بنا‌ به این گزارش  اتحادیه اروپا تحریماتی را علیه وی به‌خاطر نقض  حقوق‌بشر اعلام کرده است.  معترضان می‌گویند علیرضا آوایی جایی در شورای حقوق‌بشر ندارد. اتحادیه اروپا در اکتبر 2011 تحریم‌هایی را علیه آوایی و دیگر مقامهای رژیم ایران  اعمال کرده است. اتحادیه روپا گفته است آوائی  به‌عنوان رئیس قضاییه تهران مسؤل دستگیریهای خودسرانه، ممانعت از حقوق زندانیان و افزایش اعدامها  است.

آسوشیتدپرس افزود:‌ حضور آوایی می‌تواند منجر به انداختن سایه‌یی بر شورای حقوق‌بشر گردد، نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل سال گذشته با توصیف این‌که شورای حقوق‌بشر محلی است که نقض کنندگان حقوق‌بشر می‌توانند ظاهر خود را سفید سازی کنند، آن را بی‌اعتبار کرد.

لینک متن مصاحبه با بهزاد نظیری در ارتباط باحضور دژخیم آوایی از عاملان قتل‌عام 67در ژنو




محمدرضا آشوغ یکی از ازندانیانی است که در جریان کشتار زندانیان در تابستان ۶۷ در زندان یونسکو اهواز هنگامی که وی و دیگر زندانیان را برای اعدام می برده اندموفق به فرار از چنگ جلادان میشود. وی سوابق و جنایت های شماری از جلادان رژیم در استان خوزستان از جمله علیرضا آوایی را افشا کرد.


متن از کانال تلگرامی سال سرنگونی
https://t.me/salesarnegoni

۱۳۹۶ مرداد ۲۶, پنجشنبه

ایران-قتل عام ۶۷ و مجاهد شهید مریم پاکباز در مقابل هیئت مرگ


مجاهد شهید مریم پاکباز

۱۶ساله بود که در ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ در بازار دوم نازی آباد دستگیر شد. و پس از تحمل ۸ سال زندان در قبر و قفس و قیامت در زندان قزلحصار و واحدهایی مسکونی.نشکست و تسلیم نشد بلکه این دژخیمان وشکنجه گران بودند که و هشت سال تمام روز بروز باهر شکنجه و فشار شکسته شدند و این داستان رزم و پایداری نسل مقاومت و فدا میلیشیای مجاهد خلق بود 
نگاهی به زندگی کوتاه و پر بار مجاهد قهرمان مریم پاکباز 

مجاهد شهید مریم پاکباز
«اگر امام حسین در برابر شمر و ابن‌زیاد زانو زد و توبه کرد، من هم در برابر شما توبه خواهم کرد» این تنها کلامی بود که میلیشیای قهرمان مریم پاکباز به‌شکنجه‌گران خود گفت. مجاهد شهید مریم پاکباز دانش‌آموز 16ساله‌یی بود که در یازدهم مهر59، فقط به‌دلیل داشتن یک نسخه نشریه مجاهد در تهران دستگیر شد. مریم پس از دستگیری آن‌چنان زیر شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفت که وقتی یکی از نزدیکانش به‌تصادف در اوین او را دید، نشناخت. در گزارش وضعیت شکنجه‌های مریم آمده است:‌ «او براثر شدت شکنجه‌ها به‌شدت لاغر و شکسته شده بود. انداختن مستمر و طولانی او به‌سلولهای انفرادی باعث شده بود که به‌انواع بیماریها مبتلا شود. با این حال وقتی او را دیدم هم‌چنان مهربان، خوش اخلاق و صبور بود». مریم از دانش‌آموزان با استعدادی بود که در تمام دوران تحصیلش ازشاگردان ممتاز مدرسه خود بود و موفق شد در 14سالگی دیپلم ریاضی خودش را بگیرد. او به‌طور هم‌زمان فعالیت سیاسی خودش را به‌عنوان یک میلیشیای پرشور در انجمنهای جنوب تهران آغاز کرد. بعد از این‌که دستگیر شد پاسداران و شکنجه‌گران در برابر روحیه مقاوم او به‌شدت جا خورده و با اعمال فشار و شکنجه سعی داشتند او را به‌تسلیم و توبه وادار کنند. اما مریم قهرمان شکنجه‌گران را به‌شمر و ابن‌زیاد تشبیه کرد و ننگ سازش و خفت تسلیم را نپذیرفت. مریم با وجود نوجوانی درکی بسیار عمیق از مسائل داشت و به‌سرعت آگاهییهای خود را به‌مسئولیتهایی در قبال خدا و خلق تبدیل می‌کرد. این مبارزه رو‌در‌رو و خونین که یک میلیشیای 16ساله با خیل شکنجه‌گران رژیم آغاز کرده بود چندین سال ادامه یافت. پاسداران یکبار در سال65، ساک او را به‌ملاقات کنندگانش تحویل داده و گفتند «اینها را ببرید، خودش هم به‌زودی توبه می‌کند و بیرون می‌آید». اما مقاومتهای دلیرانه مریم حسرت تسلیم را به‌دل آنان گذاشت. میلیشیای نوجوان مجاهد خلق8 سال تمام در برابر دژخیمان و در زیر شدیدترین شکنجه‌ها مقاومت کرد و عاقبت در مهر 67، در ادامه قتل عام مجاهدین بدست دژخیمان خمینی، به‌همراه تنی چند از همبندان مجاهدش در اوین حلق آویز شد. با امید به روزی که پاسخ این همه خون را درسرنگونی رژیم پلید خمینی شاهد باشیم


۱۳۹۶ مرداد ۲۳, دوشنبه

ایران- یادواره شهید دو برادر سربدار در قتل عام ۶۷ اصغر و حمید خضری


مجاهد شهید اصغر و حمید خضری از سربداران قتل عام ۶۷
خانواده خضری داغ فقدان سه پسر را در دل دارد در قتل عام۶۷ دو برادر دو هم رزم از این خانواده سر بدار شدند 
برادر بزرگتر و اولین شهید این خانواده مجاهد شهید سیدجواد خضری كارمند وزارت كشاورزی جواد در درگيري مجروح و سپس دستگير شده بود. و با همان جراحت زير شكنجه  رفت در حاليكه پاهاش تا زانو آش و لاش بود ولي مثل شير ميغريد  جواد ۲۴ساله   اواخر فروردين۶۱  تيرباران شد. 

اصغر ۲۶ ساله بود که سر بدار شد او ۴سال از حمید بزرگتر بود و دیپلمه بود که در سال ۶۰ دستگیر شده بود

آخوند نیری به حمید خضری گفت برادرت اصغر رو اعدام كردیم یك برادرت هم سال ۶۰ اعدام شد اگر ندامت كنی تو را نگه میداریم اما حمید خروشید و گفت من دست از عقایدم برنمی دارم. حمید خضری هفت سال منتظر اعدام بود ۲۳ساله بود که برچوبه دار بوسه زد.

عکس مزار مجاهد شهید حمید خضری
خاطراتی از مجاهد شهید حمید خضری
«داشتم توي حياط بند در بين جمعيت زياد قدم ميزدم. شنيده بودم كه ديشب تعدادي از نفرات رو از اوين به قزلحصار منتقل كردند. ولي اينقدر نفرات روز به روز به بند اضافه ميشد كه تشخيص دادن نفرات جديد از نفرات قديمي راحت نبود. حس كردم يك نفر داره نگاهم ميكنه. برگشتم ديدم يه نوجووني كه تقريباً ۱۵ ساله به نظر ميرسيد و ريزاندام بود كنار ديوار ايستاده و من رو نگاه ميكنه. قيافه اش به نظرم آشنا اومد. يه كم دقت كردم. موهاي وزوزي مشكي، پيشوني بلند، گونه هاي استخوني، چونة كشيدة و بخصوص چشماي مشكيش درست مثل خود جواد بود. باورم نميشد كه او رو اينجا ببينم. حميد خضري بود.
من حميد رو از طريق برادر بزرگش جواد ميشناختم. در دوران مبارزة افشاگرانة سياسي عليه خميني، حميد بعضي اوقات سر بساط نشريه فروشي و ميز كتاب ميومد و سري به جواد ميزد و ميرفت. شنيده بودم كه هوادار سازمانه و از بچه هاي دانش آموزيه ولي از ميزان فعاليتش اطلاعي نداشتم. خلاصه اون روز توي حياط زندان رفتم سراغش. سلام و عليك گرمي كرديم. به شوخي بهش گفتم: اينجا چكار ميكني؟ با خنده يي با معني گفت: ميدونم! الان بايد دنبال تيله بازيم ميبودم، نه؟ و دوباره زد زير خنده. فهميدم كه از اين حرفها زياد شنيده. گفتم از جواد چه خبر؟ مكثي كرد، بعد لبخندي زد و گفت: مشغوله. گفتم اصغر چي؟ دوباره خنديد و گفت: اصغر هم مشغوله. اصغر هم برادر ديگه حميد بود. به هر حال با همين چند جمله با هم صميمي شديم و احساس كردم كه سالهاست كه  رو ميشناسم.
در مدتي كه با هم بوديم، من هيچوقت حميد رو درخود و ناراحت نديدم. در سخت ترين شرايط هيچوقت خنده و شوخيش قطع نميشد و در كنار اين شوخ طبعي هميشگي ميديدم كه روز به روز تغيير ميكنه و در امر مبارزه جديتر و مقاومتر ميشه. حاج داوود رحماني، رييس جنايتكار زندان قزلحصار، بچه هايي مثل حميد رو كه كم سن و سالتر از بقيه بودند توي يه سلول جمع كرده بود تا از ديگران جدا باشند و به خيال خودش بتونه اونها رو بشكنه. اما در همين دوران به يكي از بچه هاي پر و پاقرص تشكيلات بند تبديل شده بود. از طريق مجاهد شهيد محمدرضا نعيم، كه از مسئولين تشكيلات بند بود خط و خطوط رو ميگرفت و اون رو در سلول خودشون پياده ميكرد.
مجاهد شهید حمید خضری

اواخر سال 60 خبر دستگيري برادران حميد، اصغر و جواد رو شنيديم. 2-3 ماه بعد اصغر رو به بند ما آوردند. اصغر تعريف كرد كه جواد در درگيري مجروح و سپس دستگير شده بود. او رو با همون جراحت زير شكنجه برده بودند. اصغر تونسته بود براي لحظاتي جواد رو در اتاق بازجويي ببينه. در حاليكه پاهاش تا زانو آش و لاش بود ولي مثل شير ميغريد كه من كه گفتم هيچ چي نميدونم. اواخر فروردين 61 خبر رسيد كه جواد رو تيرباران كردند. ميدونستيم كه حميد چقدر به جواد علاقه داشت به همين خاطر قرار شد كه بيوك بابا صحاف كه بعدها او هم در قتل عام به شهادت رسيد، اين خبر را بهش بده. حميد خبر رو كه شنيد خم به ابرو نياورد و گفت خوش به حالش كه روسفيد رفت. بعد از اون هم نديدم كه آثاري از گرفتگي از  بابت شهادت جواد در او باشه. مدتي بعد كه داشتيم با هم صحبت ميكرديم بهم گفت: جواد همه خطي رو در زندگي رفت، ولي وقتي به سازمان رسيد، گمشده اش رو پيدا كرد. در اين مدت كوتاه هم با سازمان جانانه اومد. خوش به حالش كه به چيزي كه ميخواست رسيد.
سه روز بعد از اومدن اصغر به بند ما، حميد رو به خاطر اينكه موقع ملاقات از شكنجه هاي رايج در زندان گفته بود و جلوي پاسدارا ايستاده بود به بند انفرادي بردند. روز قبل از انتقالش به من گفت: ”ميدوني، به نظرم اگه آدم با انگيزه قهرمان شدن پاي جوخة اعدام قرص و محكم هم بره ارزش نداره. ميخوام اگه نوبتم شد اصلاً با انگيزة خودم نباشه.“ حميد اين حرفش رو در عمل ثابت كرد. در بند انفرادي حاج داوود دژخيم چند ماه حداكثر فشار ممكن رو روي حميد آورد تا به خيال خودش با توجه به سن و سال كم حميد، او رو بشكنه. اما حميد اهل شكستن نبود براي همين او رو از بند مجرد به انفراديهاي گوهردشت منتقل كردند. دوراني كه او حميد رو بيشتر و بيشتر آبديده كرد.
خانوادة حميد خضري، يه خانوادة هوادار مجاهدين و ساكن جنوب تهران در كوي 13 آبان بودند. پدر حميد كارمند بود. در عيد 65 كه به خونة اونها رفتم پدرش همون اول بهم گفت: قبل از هر حرفي، اول بگو كه هنوز هوادار سازماني يا نه؟ گفتم بله، بيشتر از قبل. پدر خوشحال شد و گفت خوب حالا خوش آمدي. عكس پسرش جواد رو كه شهيد شده بود به ديوار زده بود و ميگفت فالانژها در محله ما رو خيلي اذيت ميكنند. ولي من به جواد افتخار ميكنم. اگر حميد و اصغر رو هم بكشند هيچ باكي ندارم.

 حميد جزو اولين گروههايي بود كه براي اعدام برده شد و قبل از اعدام هم چند ماه زير شكنجة مستمر بود او تا لحظة شهادت از هويت و نام مجاهد خلق دفاع كرد و جونش رو بر سر اين پيمان فدا كرد.
https://www.mojahedin.org/events/5905/%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%AE%D8%B6%D8%B1%DB%8C
https://www.mojahedin.org/events/5907/%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%B6%D8%B1%DB%8C

۱۳۹۶ مرداد ۲۱, شنبه

ایران- قتل عام۶۷ و یادی ازمجاهد قهرمان زهرا بیژن یار مادری که در زیر شکنجه طفل بدنیا نیامده اش را از دست داد و هرگز تسلیم دشمن نشد

مجاهد قهرمان زهرا بیژن یار که در قتل عام ۶۷ سر بدار شد
از تکاندهنده ترین جنایتهای قتل عام اعدام زنان باردار بود
در این میان اما زهرای قهرمان مادری است که در زیر شکنجه جنین بدنیا نیامده اش را از دست داد حق او ابا نكردند. زهرای قهرمان در زير شكنجه طفل به دنيا نيامده خود را از دست داد، اما هیچگاه در برابر دژخيمان تسليم نشد.

مجاهد شهيد زهرا بيژن ياردر سال 1339 متولد شد. او مبارزات خود را از زمان شاه آغاز كرد و در همان زمان بود كه به جرگه هواداران سازمان پيوست. زهرا پس از پيروزي انقلاب، در روابط درونی مجاهدين عهده دار مسئوليتهای سنگين و حساسی بود.
در تابستان سال شصت و در موج سرکوبهای سراسری در تهران، به جرم هواداری از مجاهدین خلق دستگیر شده بود. او با ۲۴ سال سن در هنگام دستگیری چهار ماهه باردار بود و از همان ابتدا در اوین به زیر بازجویی و شکنجه کشیده شد. علاوه بر شناخته شدگی خودش، بازجویان بیرحم باند لاجوردی برای یافتن ردّی از همسر و برادرش که زندگی مخفی در پیش گرفته بودند، فشار مضاعفی را بر او وارد میکردند.زهرا با مقاومتی بیان نشدنی، دوران سخت شکنجه و بازجویی را سرفرازانه پشت سرگذاشت با بدنی مجروح و آسیب دیده، و از دست دادن
سال ۶۱ که با او در بند تنبیهی هشت قزل حصار همبند بودم شخصیت جا افتاده، مهربان، متواضع و بسیار باگذشت او را بیشتر دریافتم. در یکی از روزهای ملاقات مادرش با تلاش و پیگیری خاصی لباسی را بدست او رساند که در واقع هدیه ایی بود از طرف همسر محبوب زهرا که عضو با سابقه مجاهدین و مخفی بود. در ملاقات بعدی که خانواده اش سراغ آن لباس را از او میگیرند متوجه میشوند که زهرا آن لباس سفارشی همسرش را به یکی از همبندانش داده که مدتها بود ملاقات نداشته و بقول خودش بیشتر از او احتیاج به لباس نو داشته است.
در یکی از روزهای ملاقات وقتی خانواده زهرا متوجه آثار ضرب و شتم و کبودی چهره او میشوند و بی تابی میکنند، او با لبخند و آرامش به آنها میگوید چرا اینقدر ناراحت هستید؟ شاد باشید، زندگی زیباست! یکی از بستگان نزدیک زهرا از احساس و حالت او در آن روز ملاقات این چنین نقل میکند که هرچند جسم و تن آنها در زندان و دربند و زیر ضرب قرار داشت ولی انگار که روح و روان او و دوستانش فراتر از آن دیوارها و فشارها، در جای دیگری آزاد و در پرواز بود...
در شروع قتل عام در مرداد ۶۷وقتی او را در مقابل این انتخاب قرار دادند که یا به همبندانش خیانت کند و یا به سمت طناب دار برود، او در دادگاه سوم خود در مقابل کمیسیون مرگ ایستاد و با صلابت گفت:شرفم را نمی فروشم!
مسئولین امنیتی و کارگزاران قتل عام در اوین برای خُرد کردن روحیه او در آن شرایط زیر اعدام، خبر کشته شدن همسر دلاورش مجاهد شهيد محمدباقر بيگدلي  در عملیات «فروغ جاویدان» را به او میدهند ولی اتفاقآ او با انگیزه بالاتری به کاروان جاودانه فروغها می پیوندد
از زهرا بیژن یار، آن زن آزاده و زندانی زجرکشیده، چند یادگاری و نامه برجا مانده که از زندان برای خانواده و یا همسر رزمنده اش فرستاده بود. نامه هایی سرشار از عشق به زندگی و زیبایی هایش، با شناختی عمیق نسبت به جهان هستی و رسالت عظیم و تاریخی انسانهای آزادیخواه در این دنیای لایتناهی، و همینطور مفاهیم پاک اعتقادی و ایدئولوژیکی...
 « ... زندگی را زمانی از ما خواهند گرفت که ما دین و قلب خودمان را به ظالمان بفروشیم و این رمز مقاومت و ایثار همهٌ مسلمانان در گوشه و کنار این جهان می‌باشد. برایم از خداوند بخواه که به من یقین و باوری دهد که هیچ خواست خودم را به خواست او برنگزینم... »

مجاهد شهید زهرا بیژن یار


نگاه کن چه فروتنانه بر خاک می گسترد
آن که نهال نازک دستان اش
از عشق خداست
  
عکس هائی از یادگاریهائي از او در موزه مقاومت 
یادگاری از زندان مجاهد شهید زهرا بیژٰن یار



مجاهد قهرمان «امیر بیژن یار برادر زهرا در درگیریهای ۱۰مرداد سال۶۱ به شهادت رسید از زندگی نامه این مجاهد قهرمان هیچ اطلاعاتی در دست نیست

همسر قهرمان او از فرمانده هان در عملیات «فروغ جاویدان مجاهد شهيد محمدباقر بيگدلي که در فروغ جاودان به شهادت رسید در زیر عکسی از زندگینامه او در کتاب شهدای فروغ جاودان را ملاحظه می کنید
جاهد شهيد محمدباقر بيگدلي که در فروغ جاودان به شهادت رسید