‏نمایش پست‌ها با برچسب تهران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تهران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ مرداد ۲۵, پنجشنبه

ایران-درگذشت مادر مجاهد سلطانی، مادر مجاهد قهرمان علی سلطانی از شهیدان قتل‌عام ۶۷

مادر مجاهد تاج منصوری



مادر مجاهد تاج منصوری، پس از عمری حمایت از فرزندان مجاهدش و ایستادگی در مقابل دژخیمان رژیم آخوندی که به کرات او را دستگیر می‌کردند و مورد اذیت و آزار قرار می‌دادند، روز هشتم مردادماه جاری در تهران درگذشت و به فرزند شهیدش پیوست.
این مادر قهرمان که اهل سنقر کرمانشاه بود اما در تهران سکونت داشت، همه زندگی و دار و ندارش را وقف کمک به مجاهدین کرد و در راه آزادی مردم از رنجها و در به دریهای بسیار با روی گشاده استقبال کرد. مادر سلطانی بارها توسط پاسداران جنایت‌پیشه دستگیر یا احضار شد و مورد شکنجه و اذیت و آزار قرار گرفت.
مادر سلطانی همراه با مجاهد شهید علی سلطانی در شهرستان سنقر
مادر تاج منصوری در فاز سیاسی بر اثر ضربات چماقداران خمینی به‌شدت مجروح شد. هنگام شهادت علی سلطانی فرزند مجاهدش در تابستان ۶۷، دژخیمان او را مورد آزار بسیار قرار دادند و محل دفن فرزندش را به او نگفتند.

۱۳۹۵ آبان ۳۰, یکشنبه

ایران-یادواره مجاهدین قهرمان خانواده موسی پور لفمجانی

مجاهد شهید بهمن موسی پور

3فرزند اين خانواده از دانشجويان آگاه ميهن فديه رهائى خلق و ميهن گشته اند چهارمين شهيد اين خانواده مجيد پسر عموي آنها ميباشد.
از او به جز نامش هيچ اطلاعاتي در دست نيست.
اولين شهيد خانواده سيما موسي پور دانشجوي سال دوم بيولوژي بود كه بعداز پيروزي انقلاب ضد سلطنتي عاشقانه خود را وقف آرمان مجاهدين كرد او در شهريورسال 60 دستگير شد و پس از دوماه شكنجه و زندان به جرم هواداري از مجاهدين در 23آبان سال60 تيرباران شده بود. خانواده اش بطور ناگهاني خبر شهادتش را از راديو شنيدند. 

دو پسر ديگر اين خانواده هر دو درمرداد سال 67 خود را فداي آزادي ميهن ميكنند
فرهاد كوچكترين فرزند اين خانواده فعاليت سياسي خود را از سال 56 با راه اندازي نمايشگاه‌های عکس و فيلم در دانشگاه‌ها و مدارس عليه ديكتاتوري شاه شروع كرده بود او پس از انقلاب ضدسلطنتی در ارتباط با سازمان مجاهدين فعاليتش را ادامه داد تا اينكه درسال59دستگير شد بعد از7سال اسارت در سال66 آزاد و بلافاصله خود را به ارتش آزاديبخش ميرساند و نهايتاً در عمليات كبير فروغ جاودان به شهادت ميرسد.
بهمن موسي پور دانشجوي ترم آخر سال پنجم پزشكي دانشگاه تهران بود كه در سال59 كه به عنوان پزشكيار در جبهه جنگ مستقر بود كه توسط پاسداران جاني دستگيرشده و دوسال تمام را در زندان اهواز در انفرادي گذراند، آنهم درزمانيكه شهر هرلحظه در زيربمباران هواپيماهاي عراقي بود او 8سال زندان وشكنجه را تحمل كرد اما دست از آرمان مجاهدين و آزادي بر نداشت.تا به آخر ايستاد و در مرداد 67سربدار شد. ساك پلاستيكي بهمن كه توسط شكنجه گران تحويل خانواده اش داده ميشود خبر شهادت آخرين فرزندشان را با خود آورده بود خواهرش كه اين خبر را شنيده و لباسش را ديده بود بي‌هوش نقش زمين شده بود. تنها دارائي بهمن دراين دنياعبارت است از:عينك، پيراهن، شلوار و يك حوله او چه سبكبار پر كشيده بود.
او كه بجاي حرفه پزشكي و بهترين زندگي،فقط به آزادي و رهايي مردم ميانديشيد وبا تمام قامت، سر بلند و سربدار خود را فداي آرمان آزادي كرده بود همچون ديگر اعضاي خانواده اش


۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

ایران-خاطراتی از اولین روزهای قتل عام 67

قتل عام 67 

قتل عام 67

قتل عام 67

آقای رضا شمیرانی زندانی سیاسی سابق است که خاطرات زندان خود را درج کرده استدر متن پایانی 
خاطراتش  در اولین قسمت  می نویسد:

اگر چه همواره  به خاطر پرت افتادن و دوری از  دوستانم در سفر به جاودانگي زجر کشیده و خود را سرزنش کرده و بنا به گذشته یی که داشتم جايگاه واقعي خودم را، مانند بسياري ديگر از همبندان سابقم، در صفوف ارتش آزاديبخش و مجاهدان اشرفي مي دانم امّا حداقل ما بازماندگان می توانیم فریاد رفتگان و ندای مظلومیتشان باشیم. به هرحال، از آنجایی که آنها صاحب دارند،  نمی توانیم این عزیزان را از آن خودمان بدانیم و صاحبشان باشیم.

     یادمان نرود که این شهدا به چه دلیل و در هواداری از چه گروه و فردی به زندان رفتند و در دفاع از چه کسی مقاومت کردند و در لحظۀ اعدام هوادار چه کسی بودند. برای همۀ ما روشن است اگر این افراد به سازمان مجاهدین و رهبری آن پشت کرده بودند، در ردۀ توّابین قرار می گرفتند و از زندان آزاد می شدند.
   نوشته هایم تحت عنوان «خاطرات زندان»، بازگوکننده  آن چیزی است که برخود من واقع شده یا شاهد آن بوده ام. بالطبع با گذشت زمان مطالب بسیاری فراموشم شده و در ذکر بعضی مسائل دچار اشتباه هستم. از تمامی همبندی هایم، به خصوص برادران مجاهد اشرفي، كه در ليبرتي و آلبانی هستند و در خاطرات من شریک می باشند، استدعا دارم در رفع نواقص، کمبودها یا اشتباهات مرا یاری نمایند تا بتوان گزارش کاملتری جهت افشای ماهیّت رژیم ضدبشری آخوندی ارائه داد. 

تا بحال این خاطرات در شش قسمت است که لینک آن را جهت مطالعه میگذارم