ایران-حرف دل روز-۱۳ آبان پیام گوهر عشقی و دل نوشته سحر بهشتی به مناسبت پنجمین سالگرد بخون خفتن ستار بهشتی


گوهرعشقی
گوهر عشقی در پنجمین سالگرد کشته شدن ستار بهشتی طی نامه ای نوشت: پپجمين سالگرد از دست دادن فرزند و پرستارم «ستار» است. اما به جاى گريه و شيون، رقص و شادى بر پا مي‌كنم كه فرزندم از خانواده‌اى فقیر، ضعيف و به‌زعم برخى بی‌سواد، توانست پايه‌هاى استبداد را به لرزه در آورد و هم‌چون ديگر جوانان آرميده در خونِ خود، نهال آزادى را آبيارى كند. اين افتخار براى من، «گوهر عشقى» كه اين روزها نفسم به شماره افتاده و براى برگزارى مراسم پنجمين سالگرد شهادت فرزندم، دیگر توان و رمقى در بدن ندارم، كافى است....
همچنین دل نوشته سوزناک سحر بهشتی قلب هر ایرانی را بدرد میاورد 
لینک متن کامل نامه ها
سحر بهشتی

دیروز سوم ابان 96 مادرم مراسم سومین سالگرد نوه اش ريحانه را در خانه برگزار کرد . دهها زن شریف و مهربان حاضر با مادرم همدلی کردند . چرا که آنان ریحان را دختر خودشان میدانند و خاموش و بی صدا عدالت ذبح شده در دادگاهها را فریاد میزنند . امروز نیز خانواده ام به همراه تنی چند از دوستان و اقوام در بهشت زهرا یاد ریحان را گرامی داشتند . حضور چشمگیر و گسترده ماموران امنیتی همچون سالهای گذشته نشان داد که خواست آنان فراموش کردن عزیزانمان است . روشی که از دهه های گذشته به شکل سیستماتیک بکار برده اند . اما آنان نمیدانند همچنانکه نتوانستند آتش قلب بازماندگان اعدامهای گسترده پیشین را خاموش کنند اکنون نیز قادر نخواهند بود گرد فراموشی بر یاد جوانانمان بپاشند . امروز من همان حاضر غایب بودم بر سر مزار . اما ریحان حاضر بود در جان و تنم . مادرم با تمام وجودش در غیابم از ریحان دفاع کرده و گفته است که :
دل نوشته ای زیبا شعله پاکروان درسومین سالگرد پرکشیدن ریحانه جباری
خشم آمیخته به غم ناشی از ذبح عدالت آتشی ست زیر خاکستر صبوری ما مردم دور نيست روزی که این اتش زبانه بکشد وای از روزی که خون سیاوشان این دیار به سیل مبدل شود وای بر شما و اربابانتان در روزی که خون هزاران اعدامی دامنتان را بگیرد.
دل نوشته ای زیبا شعله پاکروان درسومین سالگرد پرکشیدن ریحانه جباری

 شعله پاکروان
دیگر جایی برای گلایه از درد نبود. درد را با جان و دل خریدم . دیگر عذابم نمیداد. زیرا نمیخواستم به پشت سرم نگاه کنم . از آنچه گذاشته ام گذشتم. نه بیماری و درد ، و نه دلبستگیهای خانوادگی و انسانی نمیتواند وادارم کند به پشت سرم نگاه کنم . آن صدا پیروز شد و من از هر بندی رها شدم. دیگر هیچ عاملی نگاهم را از قله عدالت و دادخواهی باز نمیگیرد . هیچ عاملی قدمهایم را از رفتن باز نمیدارد. حرکت میکنم ، پس هستم !
شعله پاکروان مادر ریحانه جباری

خانم شعله پاکروان مادر ریحانه جباری در صفحه فیس بوکش خبر داد:
آزار بستگانم حتی پس از خروجم ادامه یافت. ليكن با وجود عشق بی اندازه به آنان، نمی توانم از پیمانی که با مظلومین بسته ام بگذرم. خروجم برای همراهی با مبارزان علیه ظلم حكومت ظالمى است که آشیان های بسیاری را برباد داده است.
اكنون خود را جزء كوچكى از مخالفان برانداز حکومتی میدانم که از متجاوزان حمایت می کند. دستگاهی که جوانان را اعدام می کند. بر سر کوی و برزن، بساط دار می چیند. در رسانه های مزدورش تبلیغ مرگ مى پراكند. نه تنها برای مردم ایران که برای ساکنان کشورهای دیگر هم جز تباهی و نیستی نمی خواهد. حکومتی که امتحان خود را با همه جناح بندى هاى بيرونى و درونى اش داده است و به جز دزدی و غارتگری و مرگ، هیچ ندارد.
در برابر سیستم پلید چوبه دار و غارت سرمایه های مردم، مردان و زنان بسیاری هستند که با مبارزه بی امان خود به دفاع از حقوق مردم ایران پرداخته اند. با سنگين ترين بها، كشته هاى بسيار، زندانيان بسيار و درد و رنجها و دربه درى هاى بسيار. فارغ از هر گرایش سیاسی، اینها فرزندان مردم ایران هستند که در مقابل ظالم سر خم نکرده اند و زندگی شان در راه برقراری عدالت و آزادی فدا شده است .
تبریک زندانی سیاسی علی معزی به‌مناسبت تحریم کنگره آمریکا و نامگذاری تروریستی سپاه پاسداران:
این حاکمیت سرکوب و غارت هر چه بیشتر در مضیقه قرار گیرد به نفع مردم ایران است به‌خصوص تحریمهای سپاه پاسداران بایستی زودتر از اینها صورت می‌گرفت. سپاهی که در داخل کشور به همه شئون زندگی مردم چنگ انداخته و در خارج از مرزها آتش بیار بحرانهای منطقه‌یی است.
به امید اجرای جدی و کامل تحریم ها، تصویب آن را به هم میهنان عزیز تبریک می‌گویم.
 
نامه مادر ریحانه جباری خانم شعله پاکروان ۳۰ خرداد ۶۰ نقطه عطفی در تاریخ ایران

 امروز روزی ست که به یاد #زندانیان_سیاسی چه کسانی که در دهه های قبل کشته شدند و چه کسانی که هم اکنون در زندانند هستیم.سر منشا این روز یعنی ۳۰ خرداد ۶۰ من نوجوانی بیش نبودم. روزی که به روی تظاهرات مردم آتش گشوده شد و پس از آن فقط اسامی دختران و پسران جوان اعدام شده در روزنامه ها اعلام شد. روزی که نقطه عطفی شد در تاریخ مبارزات مردم برای دستیابی به آزادی ...در آن روزها هیچ نمی دانستم که معنای دستگیری و اعدام چیست دستگیری و اعدام برایم دو کلمه بود که وسعت رنج پنهان در آن را درک نمی کردم. آگاه نبودم و از این ناآگاهی شرمسارم.

 
حسین  دائمی پدر آتنا در پیامهای توییتر خود ضمن اطلاع رسانی خبر تبرئه شدن خواهران آتنا نوشت:
 آتنا ايستادگى كرد و مقاومتش به پشتوانه‌‌ى حضور شجاعانه خانواده و رفقا به نتيجه رسيد. آرزومندم تا مشكل ديگر رفقا نيز هرچه سريعتر حل شود
من پدر آتنا دست تک تک آن عزیزانی که دراین مدت از آتنای من حمایت کردن ومارو تنها نگذاشتن وبا گریه های ما گریستن با خندهای ما خندیدن می بوسم
بدنبال این خبر صفحه توییتر او از ابراز احساسات قوی هم وطنانمان پر شده است
از جمله:
هرجا همبستگی باشد صدا بگوش میرسد
شعلۀ جان او،شمع سوزان شب شد
افتخار #ایران و #ایرانی #آتنا_دائمی

ایستادگیش ثابت کردمن وتوماهستیم صدایمان بلند وبینان کن و شب سوز و ظلم ستیز است
در حالی که کمتر از یک هفته به نمایش تهوع آوری به نام انتخابات باقی مانده است، من به هیچ‌کدام از۶ بازیگر رأی نخواهم داد. نه به سه بازیگر اصلی که خودشان با وقاحت در برابر چشمهای مردم، جنایات و دزدیهای یکدیگر را رسوا می‌کنند و نه ۳ سیاهی لشگری که برای خالی نبودن عریضه آمده‌اند. اینان در یک مورد مشترکند: همه‌شان طرفدار زندان و شکنجه و اعدامند. اصلی‌ترین مطالبه مردم نیز روشن است، آزادی، همان که زیر سایه هیچ‌کدام از اینان دست یافتنی نیست.مردم می‌خواهند بدانند چرا جوانانشان کشته شدند؟ در کجا مدفونند؟ چرا و چگونه خزانه مردم مورد دستبرد قرار گرفته است؟ وقتی اذهان مردم روشن شد، آنگاه چه بسا نیاز باشد تا به انتخابی بزرگتر دست بزنند. نه انتخابی بین بد و بدتر و بدترین. چه کسی گفته است که مردم ایران باید از بین لشگریان سارق و جوان کش و شیادان و جلادان یکی را بر مسند بنشانند؟ 



شهین مهین فر، در دل نوشته ای از تحریم انتخابات قلابی حمایت کرد 


دل نوشته مادرریحانه جباری درباره بمباران شیمیائي شهر ادلب
قلبم تیر میکشه و غمگینم از تصاویر اجساد باقیمانده از بمباران شیمیایی . علم ، عصای دست بشریت است یا قاتل جان ؟ فیزیک و شیمی و مهندسی برای پیشرفت انسان است یا کشتار دسته جمعی ؟ یک لحظه هم نمیتوان خود را به جای بازماندگان چنین فجایعی گذاشت . یعنی انسان از هیروشیما و حلبچه درس کافی نگرفت که باز اجساد بی رنگ و روی خفه شده در گاز شیمیایی روی زمین مانده ؟ چقدر سوال میکنم . مگر نمیدانم که چرخ دنیا روی معاملات تجاری و سیاسی میچرخد ؟ باز هم پرسیدم . ببخشید . گاهی ذهن انسان بیراهه میرود در این دنیای دیوانه ی دیوانه ی دیوانه !!



مادر ریحانه جباری، به مناسبت نوروز، نامه اي خطاب به دخترش که در سال ۹۳ اعدام شد، نوشت و اعلام کرد که دست از دادخواهی خون وی نخواهد کشید. برای خواندن کلیک کنید



می خواهم بنویسم . غم و درد قلم می نویسد . شادی و سرور
می خواهم بنویسم . سرمای زمستان قلم می نویس . زیبایی بهار
و من قدمهای قلم را بر صفحه ی سپید کاغذ دفترم به فال نیک می گیرم
بهار سال 96 . بهار دیگریست  نسیم عشق می وزد بر هر کوی و برزن
نفس بکشید شمیم سنبل و سوسن راو صدای آزادی آزادی
که بند بند جانم را از شادی می لرزاند و من همان بید مجنونم که با سمفونی باد می رقصد.
آذین ببندید شهر را . بهار امسال بهار دیگریست .
دل نوشته مادر امیر ارشد تاجمیر
می نویسم . باز هم می نویسم از سوز دل
از بغض کالی که گلویم را می فشارد
از درد جانسوزی که . یاخته های وجودم را به آتش می کشد
از زجر فرزندان اسیرم . در بند سلولهای تاریک و متعفن
از بی کسی هموطنان به جان آمده از تبعیض
از تشنگی و گرسنگی خاکی . که دیگر خاک من نیست
می نویسم از زور . از استبداد . از ظلم وستم
از تحقیر و نا برابری . از نامردی و نا برادری .
می نویسم از تو
از رشادت و شهامتت . پهلوان من
می نویسم از تو
از تویی که بز دل نبودی . از تویی که برای نجات جان دو هموطنت
از جان جوانت گذشتی .
افتخار من . قهرمان من . پهلوان من
امروز . من مانده ام با آرزوهایی که با تو در خاک شد
و این حسرت . که کاش مهربان نبودی
تاوان مهربانی و انسانیت . در سرزمین من . مرگ است


شهین مهین فر

هفتم اسفند که میرسد دلم همچون اسپند روی آتش به هوا پرمیزند

سحر بهشتی
پدرشهید قیام سراسری مصطفی کریم بیگی طی بیانیه‌یی دستگیری همسرش و تهدید به آتش کشیدن خانه دخترش توسط مأموران اطلاعات آخوندی را محکوم کرد
لینک متن کامل 

دکتر ملکی و جمعی از فعالین سیاسی برای آزادی مادر قیام خانم شهناز اکملی بیاینه ای نوشته اند
شما ای ایرانیان و هموطنان شما ایرانیان و هموطنان...
ما امضاء کنندگان این نامه، همچون شما مردم، شرمگینِ اوضاعِ اسفبار سرزمینِ خویشیم، و رنج می بریم از اینکه شب ها و روزهای ما را با نگرانی و هراس و آشفتگی آمیخته اند.
ما نیز چون شما؛ از اینکه روان جامعه را نا آرام و خراشیده می بینیم، غصه میخوریم. غصه میخوریم از اینکه می بینیم فرصت های ناب و بی بازگشتِ سرزمین مان بلعیده میشود و به باد می رود. و از اینکه می بینیم نخبگان سرزمین مان به کوچی ناگزیر تن می سپرند، یا به وسیله مراجع غیرقانونی و غیر صالح و فقدان دادرسی منصفانه به انزوا و زندان در می افتند؛ میگدازیم. آشوبی که این روزها به جمال و جان جامعه نشسته، نه آن است که چشم انتظارش بودیم.
در میان کشته های عاشورای سال 88...
پسر جوانی است بنام "مصطفی کریم بیگی".
مردم مگر چه میخواستند که مصطفی هایشان به ضرب تیر مستقیم و به تیزی قمه از پا در آیند؟، و مگر پدران و مادرانشان چه میگویند که یا باید لب فرو بندند، یا با هجوم ناگهانیِ مأموران به زندان برده شوند؟!
شهناز اکملی (مادر مصطفی) را سراسیمه و بدون اخطار قبلی از خانه بیرون میکشند، و راهی سلول انفرادی اش می کنند! درست به همان شیوه ای که "نرگس محمدی" و "آتنا دائمی" و دیگر عزیزان ما را روانه ی زندان کردند!
این بانوانِ زندانی ما، از عفیف ترین و شایسته ترین و انسان ترین و بی گناه ترین هایند، که جز برای ایران و ایرانیان، درستی و نظم و قانون و بهروزی نخواسته اند، جای این بانوان بر چشم ماست نه زندان.
ای شما ایرانیان و هموطنان...
ما امضاء کنندگان این نامه، همچون شمایان، خسته ایم از بی قانونی های پی درپی، و شرمنده ایم از تماشای ریختِ ناجور سرزمین مان ایران، و دلگیریم از تماشای برآمدن زشتی ها و به خاک رفتنِ راستی ها. ما را شاید فرصت چندانی نباشد. به آنانی که سایه ی شوم ترس را بر سرِ خانه های ما آوار کرده اند، میگوییم: گردونه ی نابخردی را دوامی نیست، و می گوییم: ماندگاری، تنها با دل های آرامِ مردمِ آگاه است.
مردان و زنان معترض و منتقد و فعالان حقوق بشریِ ما چرا باید در زندان باشند؟ "شهناز اکملی" چرا زندانی است؟ این زندانیان، غرور و افتخار مایند. اینان، رنج زندان و محرومیت های بعدی اش را بجان خریده اند، تا راهی برای رهایی سرزمین شان بکاوند.
ما بر آزادیِ بی قید و شرط و هرچه زودترِ بانوان و مردانی که اراده ای جز فرا بردنِ بایستگی های حقوق بشری در کشورمان نداشته اند، اصرار می ورزیم. "شهناز اکملی" و دیگر عزیزانِ دربند "باید" آزاد شوند. این به نفع همه است. تهدید نمیکنیم. حتمآ آزادیِ این خوبان، راهی است برای برون رفت از مخمصه های گلوگیر، و راهی است برای همدلی.
امضاء کنندگان:
شیرین عبادی، دکتر محمد ملکی، دکتر محمد سیف زاده، عبدالفتاح سلطانی، نرگس محمدی، مهناز پراکند، محمد نوری زاد
نرگس محمدی و چند زندانی بند زنان اوین خواستار آزادی شهناز اکملی شدند

نرگس محمدی، آتنا دائمی، مریم اکبری منفرد و گلرخ ابراهیمی ایرایی، چهارتن از زندانیان بند زنان (نسوان) در زندان اوین، در یادداشت کوتاهی، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت شهناز اکملی، مادر مصطفی کریم بیگی از جانباختگان عاشورای ۸۸ و نگهداری وی در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ این زندان، خواستار آزادی بی قید و شرط او شدند.
با خبر شدیم یکی از ماردان شریف ایران، شهناز اکملی، مادر شهید مصطفی کریم بیگی که در جریان اعتراضات عاشورای ۸۸ به ضرب مستقیم گلوله کشته شد، بازداشت و در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ به سر می برند.
طی این سالها، درخواست این مادر، شناسایی آمران و عاملان قتل فرزندش بوده و به دلیل پافشاری برای عدالت، همواره رنج های فراوانی را متحمل شده اند!
مادری دلسوز که همواره یار و همراه خانواده های جانباختگان و زندانیان سیاسی بوده اند.
ما امضاکنندگان این نامه، ضمن ابراز نگرانی از شرایط این مادر رنج کشیده، نسبت به تداوم بازداشت ایشان معترض بوده و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط این مادر عزیز هستیم.
نرگس محمدی، آتنا دائمی، مریم اکبری منفرد، گلرخ ابراهیمی ایرایی

دل نوشته شعله پاکروان برای شهناز اکملی

پشت لبخند و صورت آرام تو،
زخم عمیقی هست به نام داغ مصطفی. همیشه از این داغ، خون میبارد.
من دیده ام چطور چشمهایت سرخ میشود و قطره قطره میبارد.
من دیده ام چطور شانه هایت میلرزد. دیده ام چطور صدای های های تو، خانه را میلرزاند.
دیده ام چطور قلبها میلرزند با دیدن پریشانی نجیبانه ات.
من تو را دیده ام وقتی کنار یک میز گرد کوچک در گوشه خانه ات میایستی و با لبخند غمگینی تعریف میکنی که صاحب عکسهای روی میز،
سالهاست زیر خاک خفته اند.
شمع های کوچک لابلای عکسها نماد چشمهای مادرانشان است که هنوز میبارد.
هر روز میبارد.
میبارد و میبارد.
من چشمهای تو را زیر نظر گرفته ام وقتی به چشمهای درشت و براق مصطفی که از درون قابی روی دیوار تو را نگاه میکنند، زل میزنی.
تو را دیده ام وقتی لبهایت را ورمیچینی تا کسی نداند دلت میخواهد گریه کنی.
تو را دیده ام وقتی از گوشواره هایی که مصطفی به تو هدیه داد میگویی.
وقتی از سخاوت تنها پسر خاک شده ات یاد میکنی.
وقتی دستهایت بهم کوبیده میشوند و گلویت "یار دبستانی من" را فریاد میزند.
اکنون اما تو را میبینم که در اتاقکی کوچک نشسته ای.
سر درد امانت را بریده و مصطفی در گوشه ای زیر سقف نشسته و تو را تماشا میکند.
تو را که ریز و زیر لب میگویی: مصطفای من. کمک کن تا رگبار بی رحمی را تاب بیاورم.
نیروی تو ریشه در مصطفایت دارد. دست هیچکس به ریشه ها نمیرسد. ریشه ها پر قدرتند و نگهدارنده.
ریشه در خاک است.
ریشه ها در خاک!

درخواست پروین فهیمی برای آزادی مادر شهید کریم‌بیگی:
درخواست پروین فهیمی برای آزادی مادر شهید کریم‌بیگی:
 بیش از این ظلم رفته بر ما و داغ جوانان‌مان را تازه نکنید.

پروین فهیمی، مادر شهید سهراب اعرابی خواستار آزادی شهناز اکملی، مادر شهید مصطفی کریم بیگی شد.
مادر شهید سهراب اعرابی با بیان این که با گذشت هفت سال از حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ همچنان داغدار فرزندان شهید خود هستیم، نوشته است: بیش از ظلم رفته بر ما و داغ جوانان مان را تازه نکنید.
با گذشت هفت سال از حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ هنوز داغدار فرزندان شهید خود هستیم و نتیجه‌ای نسبت به ظلمی که به ما روا شده، اعلام نگردیده است.
در این هفت سال در حالی با صبر و انتظار همچنان ناملایمتی‌ها را به خاطر مردم تحمل نموده‌ایم، برخورد و بازداشت خانم شهناز اکملی، یکی از مادران شهید ( شهید مصطفی کریم‌بیگی) را قابل قبول ندانسته و آن را ناقض حقوق شهروندی دانسته و خواستار آزادی ایشان هستم.
احترام به جایگاه مادر جزو وظایف اسلامی و انسانی همگان است. بیش از این خانواده‌های آسیب دیده ۸۸ را مورد بی مهری قرار ندهید و ظلم رفته بر ما و داغ جوانان مان را تازه نکنید.
 قطعه شعری از گلرخ ایرائي 

دلنوشته مادر  ریجانه جباری درباره بازداشت مادر جان باخته عاشورای ۸۸مصطفی کریم بیگی خانم شهناز اکملی

دلنوشته مادر  ریجانه جباری درباره بازداشت مادر جان باخته عاشورای ۸۸مصطفی کریم بیگی خانم شهناز اکملی

 دل نوشته مادر امیرارشد تاجمیر


حسین صادقی پدر زندانی سیاسی آرش صادقی در حمایت از فرزندش دست به اعتصاب‌غذا زد.

دلنوشته مادر مصطفی کریم بیگی در حمایت از آرش صادقی

دل نوشته مادر مصطفی کریم بیگی در حمایت از آرش صادقی


متن نامه حمایت فعالین سیاسی از زندانی سیاسی آرش صادقی

هموطنان عزیز ؛
همانطور که استحضار دارید، سالهاست حقوق مندرج در قانون اساسی ایران توسط حکومت بطور فاحش و مکرر نقض میگردد.
چه آنکه برابر اصول
۵۷، ۶۱، ۱۴۰، ۱۵۹، ۱۶۸، ۱۷۲ قانون اساسی:
اولا- تنها محکمه صالح قضایی صرفا محاکم عمومی دادگستری بوده، و "دادگاههای انقلاب" و "ویژه روحانیت" از اساس "غیرقانونی"، و آراء صادره از آنها نه تنها واجد ارزش قضایی نبوده، بلکه عملی خلاف و قابل تعقیب جزائی نسبت به مباشرین و معاونین این اعمال میباشد.
ثانیا- جرائم مندرج در قانون اساسی، صرفا عادی، سیاسی، مطبوعاتی، و خاص نظامی بوده و "جرم امنیتی" در قانون اساسی وجود نداشته و فاقد ارزش حقوقی است.
ثالثا- جرائم سیاسی و مطبوعاتی باید صرفا در محاکم عمومی دادگستری و با حضور هیات منصفه واقعی (نه حکومتی)، و بصورت علنی برگزار گردد، و هر عملی اعم از تقنین یا تعقیب و یا محکومیت، به استناد اصل ۹ قانون اساسی که میگوید؛ مجلس حق ندارد به بهانه استقلال، آزادیهای مصرح در قانون اساسی را از مردم سلب، تضییع و یا اسقاط نماید، بهانه حکومت ( عدم تعریف جرم سیاسی ) از عمل به قانون اساسی در خصوص عدم اجرای اصل ۱۶۸ قانون اساسی فاقد وجاهت قانونی و حقوقی است و تضییع کننده ی حقوق مردم می باشد.
کلیه زندانیان سیاسی در مراجع غیرقانونی و غیرصالح بوسیله قضاتی غیرقانونی و غیرصالح و با اسقاط کامل حق دفاع مشروع مورد تعقیب و مجازات قرار گرفته اند. اما آنچه موجب نگرانی شدید فعالین و مبارزین سیاسی و حقوق بشر میباشد؛ اعتصاب غذای طولانی آقای "آرش صادقی" در شرایط بسیار خطرناک فعلی است، درحالیکه خواسته این شخص عدالتخواه و مردم دوست، صرفا عمل به قانون اساسی توسط حکومت است.
امضاء کنندگان زیرعلیرغم ایرادات مهم به قانون اساسی ، اعتقاد دارند که حکومت باید به حقوق مردم در قانون فوق احترام گذاشته، و موجب تضییع حقوق اساسی آنان نگردد، و نیز در راستای تحقق قانونگرایی، نسبت به محکومیتهای خلاف قانون اساسی بشرح فوق تصمیم عاجل و بخردانه ای بویژه در خصوص خواسته آقای "آرش صادقی" مبنی بر آزادی بلاقید و شرط همسرش "گلرخ ابراهیمی ایرایی" بعمل آورده، از وقوع حادثه وخیم و جبران ناپذیر حاصله جلوگیری نماید.
امضاء كنندگان:
بابك احمدی، مصطفی بادكوبه ای، رسول بداقی، مهناز پراكند، جعفر پناهی، زهرا ربانی املشی، نسرین ستوده، عبدالفتاح سلطانی، محمد سیف زاده، شیرین عبادی، اصغر فرهادی، ابوالفضل قدیانی، نرگس محمدی، فریده مرادخانی، محمد ملكی، احمد منتظری، محمد نوری زاد

دی دل نوشته مادر ریحانه جباری

من از مرگ جوان متنفرم

ازمیان دیوار و زنجیر،صدا گذشت از میان دیوار زمان گذشت صفحه ای باز شد برگی در تاریخ نوشته شد نامه زندانیان سیاسی اینچنین است بیشتر بخوانید

تنا دائمی، فعال مدنی و مدافع حقوق كودكان 
آتنا دائمی، فعال مدنی و مدافع حقوق كودكان، پس از دستگيري و انتقالش به زندان اوين روز ۶ آذر۹۵ ، با ارسال نامه اي به بیرون از زندان به فساد دستگاه قضائی اعتراض کرد

دل نوشته مادر امیرارشد تاجمیرشهین مهین فر نه به اعدام

لینک پیام شعله پاکروان: ”باید مبارزه علیه اعدام، مقدم بر هر گفتگویی باشد؛ پیش‌شرط هر معامله‌یی“

دل نوشته مادرریحانه جباری شعله پاکروان نه به اعدام
سلام بر اول مهرسلام بر دانش آموزان سلام بر دانشجویان و سلام معلمان
ابتدای فصل درس و مدرسه را با درسهایی از جنس شرف و عزت و آزادگی آغاز می‌کنیم و خود را از لجنزار ابتذال و اختناق که سرکوبگران فراهم کرده‌اند بالا می‌کشیم و برای ادامه این راه از پایداری و همبستگی مدد می‌گیریم.
آنگاه کاری را که درست است به هر قیمت انجام می‌دهیم و کاری را که درست نیست به هیچ قیمت، انجام نمی‌دهیم.
بیانیه مادربهنود رمضانی به‌مناسبت سالگرد تولد شهید بهنود رمضانی
به تو افتخار می‌کنم بهترینم. سرم را بالا می‌گیرم تا آن لحظه که جان در بدن داشته باشم این ظلم را فریاد می‌زنم آن چه که بر تو روا داشته را فریاد می‌زنم. از سنگینی این بغض هزار بار شکستم اما هنوز ایستاده‌ام با اشک چشمانم فریاد می‌زنم. اگر روزی هزار بار جانم را بگیرند باز این ظلم را فریاد می‌زنم تا آن زمان که درخت عدالت در درون هر انسانی شکوفا شود. روزی که عشق جایگزین نفرت، صداقت جایگزین دروغ، و صلح جایگزین جنگ و آزادی جایگزین اسارت شود. روزی که درخت انسانیت از زیر خروارها حماقت و جهل سر بر آورد و میوه آزادی ثمر دهد. و آن روز خیلی دور نیست.
بیانیه جمعی از جوانان نویسنده کرد در محکومیت قتل‌عام سال۶۷
۱۵شهریوردل نوشته زندانی سیاسی مریم اکبری منفرد
امروز که بیش از هر زمان زندگی دردمندم و عاشقم و بیش از همیشه درست راه انتخاب‌شده‌ام
و خالصانه بودنش را احساس می‌کنممی‌دانم و ایمان دارم عدالت و مبارزه برای عدالت بالاتر از عشق مادر به فرزند است
آنجا که قلبهای سوخته زبان بگشاید آنجا که عشق مرز ترس مرز مرگ را در می نوردد آنجا که حقایق برملا میشود کاش گوش هائي بشنود کاش قلب هائي با شنیدن کلمات به طپش در آید کاش بیداری در پس خوابی عمیق و مرگ بار پیدا شود کاش حلقه های طناب دار برای همیشه برچیده شود کاش جای هر چوبه دار درخت سبز عشق و انسانیت کاشته شود بیائيم همه باهم فریاد برآوریم در هر کوی و برزن روی هر دیوار نه به اعدام
تقدیم به قهرمانان مجاهد قتل عام 67 و قتل عام اشرف در10شهریود1392
دکتر محمد ملکی: جنبش دادخواهی قتل‌عام شدگان 67 جهانی شده است

۸شهریور دل نوشته منصوره بهکیش از خانوده های قتل عام شدگان سال67 ؛ ما خانواده‌هایم که به دنبال کشف حقیقت و دادخواهی هستیم

دادخواهی منصوره بهکیش-ما خانواده‌ها پس از بیست و هشت سال  از کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 هنوز نمی‌دانیم چه تعدادی از عزیزان‌مان به دست  عاملان جمهوری اسلامی کشته شده اند و قبل از هر چیز  خواهان اعلام رسمی تعداد دقیق و اسامی و محل دفن  اعدام شدگان دهه‌ی شصت و به ویژه تمامی قتل عام شدگان  دولتی سال 67 که حکم زندان داشتند، هستیم
لینک متن کامل دل نوشته

خبر دستگیری همراه با ضرب و شتم سحر بهشتی اطلاعیه های سراسر وحشت به اصطلاح دادستانی و یک فقره عقب نشینی ناشی از ترس مرگ و سرنگونی در آزادی سحر بشارت سحر آزادی است
دیداربامادرفرزادکمانگیردل نوشته ای از مادرریحانه  جباری

دلنوشته شعله پاکروان – مزار شهرام احمدی کجاست؟

ددل نوشته مادر امیرارشد تاجمیرددل نوشته مادر امیرارشد تاجمیر

سفری در زمان دل نوشته مادر ریحانه جباری قسمت اول دیدار با خانواده های داغدار کرد در سنندج
به نمایندگی از مادران داغدار خانم شعله پاکروان و شهناز اکملی به دیدار این خانواده های داغدار شتافتتند
رنج سفری را تحمل کردند که سفری در زمان بود از سفری به بلندای شاید چهل سال از درد اعدام و کشتار بی گناهانی که جرمشان فقط کرد بودن است............
30مردادديدارمادران ريحانه جباري ومصطفي كريم بيگي با خانواده هاي داغدار كرد درسفري به سنندج

خبر کوتاه و تلخ بود اعدام مخفیانه سه عضو خانواده عرب اهواز عبیداوی با اتهام خود ساخته محارب 
در سکوت خبری معلوم نشد آیا داغ وداع آخر بوسه آخر بر دل سوخته شان بر جای ماند یاکه نه
شعری تقدیم به خانواده داغدار عبیداوی 
شعری تقدیم به خانواده داغدار عبیداوی

زندانی سیاسی رضا اکبری منفرد
رضا اکبری منفرد: اگر میخواهید بخشیده شوید دست از جنایت بردارید
زندانی سیاسی رضا اکبری منفرد پس از شنیدن نوار آقای منتظری و صحبتهای تاج زاده نامه ای از زندان رجایی شهر نوشت. این زندانی سیاسی که حدود چهار سال است زندانیست در اعتراض به صحبتهای تاج زاده می نویسد:
 زندانی سیاسی مریم اکبری منفرد

 زندانی سیاسی مریم اکبری منفرد از بستگان مجاهدان اشرفی، در پاسخ به فشار دژخیمان برای درخواست عفو، این درخواست را رد کرد و با اشاره به اعدام خواهران و برادرانش در دهه ۶۰ گفته است: «آیا باید بگویم مرا ببخشید که چهار برادر و خواهرم را اعدام کردید؟»


اشک نوشته و خون نوشته  مادر ریحانه جباری بر سر مزار شهرام احمدی :
تو بذری بارور هستی که در خاک کاشته شدی. دلت می‌خواست دختری داشته باشی که باران بنامی. آسمان همیشه بی‌مهر نیست. بعد از سالها خشکسالی، بعد از قحطی انسانیت، باران عطوفت و آگاهی خواهد بارید. چکه چکه خواهد بارید. درست مثل چکه خون سیاوش که بر خاک خشک چکید و گیاهی رویید. گیاهی که داروی دردهای بسیار است. درمان درد سینه‌ی سوخته‌ی مادرت. پرسیاوشان از زمین خواهد رویید. درست در همان نقطه که تو و دختران و پسران اعدامی بر زمین افتادید.

لینک متن کامل وزیبا و دردناک دل نوشته شعله پاکروان 
در کنار این نوشته حتما نگاهی هم به موضع گیری وقیحانه نوه خمینی دجال بیاندازید در دفاع از قتل عام جنایتکار قزن و پدر خوانده داعش 
نامه جمعی زنان زندانی سیاسینامه جمعی زنان زندانی سیاسی
نامه جمعی زنان زندانی سیاسی
اینک که در آستانه سالگرد 120هزار گل سرخی که در تاریخ ایران جاودانه شدند هستیم! 
آنگاه که سایه سرد و سهمگین سرکوب بر فراز آسمان کشور گسترده بود، شما بودید که تا آخرین لحظه در صحنه باقی ماندید. هزاران درود و سلام بر شما - و یادتان گرامی باد.........
.
دل نوشته های شعله پاکروان برای خانواده های داغدار کردهای اهل سنت اعدام شده

شعله پاکروان: ماشین اعدام اشتهایسیری ناپذیری پیدا کرده و تشنه خون جوانان است

دل نوشته های شعله پاکروان برای خانواده های داغدار کردهای اهل سنت اعدام شده
پیام تسلیت مادرریحانه جباری شعله پاکروان: بیاییددستهایمان را به یکدیگر زنجیر کنیم، تا مردان سیاهپوش نتوانند گزندی به پاره‌های تنمانبزنند
پیام تسلیت مادرریحانه جباری شعله پاکروان: بیاییددستهایمان را به یکدیگر زنجیر کنیم، تا مردان سیاهپوش نتوانند گزندی به پاره‌های تنمانبزنند


سالهاست که ایران داغدار است. هنوز زخم روییدن هزاران لاله‌ی گلگون بر تن سرزمین ما باقی ست. اعدامهای پیاپی، بدون محاکمه، بدون حضور وکیل، بدون رعایت آیین دادرسی یا قوانین استاندارد و بین‌المللی، باعث از دست رفتن بهترین فرزندانمان شد. زنان بسیاری در دهه‌های گذشته، به سوگ فرزندان اعدام شده‌شان نشستند. در تاریکی و تنهایی. بی‌آن که دستی اشکهایشان را پاک کند. بی‌آنکه کسی تسلی بخش خاطرشان باشد. بی‌آنکه بتوانند برای شقایق های پرپر شده‌شان مراسمی بگیرند. بی‌آنکه نشانه‌ای از قبری داشته باشند تا در غروبهای دلتنگی بر آن مویه کنند و اشک ببارند.



زنجیره مادران در دفاع از خواسته های زندانی سیاسی جعفر عظیم زاده 
میگوییم بار مسئولیت نمایندگی میلیونها کارگر و مزدبگیر را از روی دوش جعفر برمیداریم و بر شانه های همه ی مردم ایران و بخصوص فعالین مدنی و صنفی میگذاریم 
مقاله اي ازشهيدراه آزادي ستار بهشتي
کارگر الان در نظام جمهوری اسلامی نقش برده رادارد! 

و حکومت سالها است از ترس اعتراضات کارگری اجازه تجمع در روز کارگر به کارگران نمیدهد! و این اقا نمیگوید چرا اگر اینگونه که شما میگویید است، از تجمع گارگران چه ترسی دارید؟ 


در این واپسین روزهای زمستان که درختان بیدارشده و بر شاخه ها نخستین جوانه ها به نشانه تغییر فصل پدیدار شده ، در این روزها که خورشید طلایی در آسمان می تازد و بر سرما و تاریکی پیروز میشود 

 لینک متن کامل پیام نوروز مادران 

اسفند 94دل نوشته مادر بهنود رمضانی

اسفند 94دل نوشته مادر بهنود رمضانی

اسفند 94دل نوشته مادر بهنود رمضانی
  دل نوشته شعله پاکروان مادر ریحانه جباری

  دل نوشته شعله پاکروان مادر ریحانه جباری 

دل نوشته شعله پاکروان گزارشی از مراسم یادبود بهنود رمضانی
دل نوشته شعله پاکروان برای سالگرد شهادت بهنود رمضانی

گزازشی از برگزاری جلسه روز زن در تهران- از شعله پاکروان مادر ریحانه جباری

پیام زندانی سیاسی بهنام ابراهیم زاده درخصوص 8مارس روزجهانی زن

هشت مارس روز جهانی یادآور حقوق فراموش شده زنان در جهان استاین روز برای زنان به ستوه آمده ایرانی بویزه در سی و هفت سال گذشته معنای غم انگیز دیگری دارد . زیرا که زیر چتر اسلام سیاسی زنان در بیحقوقی ترین وضع ممکن بسر برده اند. زنان ایرانی خواستار دگرگونی اساسی برای دستیابی به شرایطی هستند که شایستگی آنرا دارند. از جمله در سالهای اخیر آمار قبولی آنان در کنکور و دیگر عرصه های اجتماعی نیز بخوبی شایستگی آنها را به اثبات رسانده است. اما متاسفانه در طول حیات جمهوری اسلامی همواره از نابرابری های اجتماعی و یا آنچه که تبعیض جنسیتی خوانده میشود چه در محیط های دانشگاهی و چه در اماکن شغلی رنج برده اند. و این علاوه بر خشونت های رفتاری ، گفتاری و... در خانه و خیابان و در کوی و برزن است.ضمن گرامیداشت این روز خجسته از تمامی زنان آگاه و آزادیخواه ایرانی میخواهم که همچنان با امید به غلبه بر بقایای سنت های منسوخ رایج برای ایجاد جهانی شایسته و فردایی شادکام و بدور از هر گونه تبعیض و نابرابری برای همه انسانها اعم از زن و مرد تلاش و کوشش خود را همچنان تداوم بخشند. در آخر خطابم به همه کارگران،و همه بخش های مردم است که هشت مارس روز اعتراضی علیه تبعیض علیه زن ، به زندگی و معیشت همه ما مربوط است. این روز را خجسته بداریم . با جمع شدن دور یکدیگر و بیان خواستهایمان این روز را همراه با تمام جهانیان جشن بگیریم.زنده باد هشت مارس روز جهانی زن بهنام ابراهیم زاده بند ده ، زندانی رجایی شهر١٤ اسفند ٩٤، ٤ مارس ٢٠١٦ 
از دل نوشته مادر امیرارشد تاج میر :برای فرزندان مبارزم گلرخ و آرش صادقی
عزیزانم / ما زندگی می کنیم / اما زنده نیستیم .آرشم / بدان / گلرخ تو / گلرخ مابا تمام لطافت و ظرافت و جوانی اش / هرگز خم نمی شود.او آزادی زخم خورده را /به مدد عشق تو و با امید به آینده ای شیرین و روشن و با هرم نفسهای شریفشالتیام می بخشد و مرهم می شود / حتی در بند اسارت.او که با چشمهای همه ی انسانهای آزرده گریست بزودی دیدگانش را / به روشنای امید و آزادی باز خواهد کردعزیزم / تو آرش اسطوره ا ی او هستی / و روحتان در هم آمیخته.گلرخ / به شرافت و حرمت راه تو و آنانی که پیش از تو و اوآغاز گر پیمودن این راه پر سنگلاخ بوده اندشیر زنانه خواهد ایستاد و هرگز خم نخواهد شد.دیوار زندانها / بزودی شکسته خواهد شد وهرگز هیچ بندی نخواهد توانست / سالهای جوانی اش را ببلعد ..کلید این زندان / آه هاای جگر سوزمادران / پدران و فرزندانی ست / که سالها زخم خورده اند .این کلید / همه ی قفلهای بی عدالتی را باز خواهد کرد .. دور نیست .

پیام زندانی سیاسی خالد حردانی از زندان گوهردشت به مناسبت روز جهانی زن

پیام زندانی سیاسی خالد حردانی از زندان گوهردشت به مناسبت روز جهانی زن

اسفند94دلنوشته مریم کریم بیگی خواهر مصطفی ازشهیدان عاشورای88
به اميد روزهائي که نه سياه باشد نه سرد هر روزش نو پر از اميد  پر زشادي و سرور
زير پوست شهر روي لب هاي هر فرد نقش گلخند خونين شهيدان است
رنگ سرخ جگرسوخته مادران وپدراني است
که به اميد ذره اي شادي روزشان نور اميدي بود در زمستاني سرد  وتيره  
دل نوشته مادر امیرارشد تاجمیر
اول اسفند پنجمین سال جان باختن دانشجوی لرحامد نورمحمدی از دانشگاه شیراز است
برای او که بطرز وحشیانه ای توسط ماموران امنیتی جان شیرین وجوانش پرپرشد
آنها حامد را از پل روگذر حد فاصل ميدان دانشجو و میدان نمازی به پایین یرت میکنند و پس از برخورد ماشین در سطح خیابان پايین (خیابان ساحلی)او جان خود را از دست میدهد
مزار او در روستای بتکی از توابع الشتر لرستان است با شاخه گلی یادش را گرامی بداریم
 بهمن 94-ایران -نامه زندانی سیاسی امیرامیرقلی
 از دل نوشته های مادر امیرارشد تاجمیر
دل نوشته مادر امیرارشد تاجمیر
برای جوانانم .. باز هم گریه می کنم . چه کسی می گوید اشکهای بی دریغ من دوای دردم نیست ؟ این قطره هایی که می ریزند . دردانه های دل غمگین منند که می ریزند . چگونه بخندم که شکوفه های سرزمینم هر روز به بهانه ای پرپر می شوند؟ دیگر حوضی نیست که پر از ماهی های قرمز زندگی باشد . دیگر آبی نیست که حوضی باشد ............ فرشهایم را فروخته ام برای لقمه نانی . قالی های چه کسی را می تکانی برای سیر کردن شکم بچه هایت ؟ برفی نمی بارد . پاروهایت را چوبه ی دار نموده و حلق آویزت می کنند . مرگ بهتر از زندگی بی رویاست ......... بر خیز برخیز تا با من ما شویم و حقمان را بستانیم و رویایمان را رنگ عشق بزنیم . حقت را نمی شناسی . نا حقان آنرا سند ملک پدرشان کرده اند و چهار نعل بر تو و آنچه داشتی و دیگر نداری . می تازند ...................... چشمهای توسن شان را می بندیم و افسارش را به دست می گیریم . خدا را شکر هنوز دستهایمان توان دارد و پاهایمان . سالم است .

https://plus.google.com/u/0/116832277345808362714/posts/F1yHC1aazDa?pid=6249699026039824306&oid=116832277345808362714

پیام زندانی سیاسی علی اکبر نیکبخت در مورد انتخابات

برای مادران میهن انعکاسی از یادداشتهای20بهمن94 مادر ریحانه جباری
آنجا که گفت دستهایمان بهم پیوسته اند همچون بند ناف دختران و پسرانمان

میهنم ایران مادرانی دارد با دستانی بهم گره خورده و قبلهائي گره خورده باهم همچون بند نافی که دختران و پسرانشان را با آنها و باهم زنجیر میکند
میهنم فرزندانی دارد آغشته به خون آنجا که خونشان به سنگفرش های خیابانها دوخته
 بندنافشان با قلب این خاک پیوند خورده  بند ناف خاک  دوخته  به  مادران  میهنم
آنها  با زمین و این خاک و این خون و این فرزند گره خورده
آنجا که بندناف  فرزندان این خاک با قلب این مادران گره خورده
میهنم مادرانی دارد  سیاه پوشانند
میهنم فرزندانی دارد که با درد این مادران  عذاب  با غمشان غصه
با عزمشان پولاد می شود  و با خشم شان فریاد
از خلال اشک   های جاری بر چشم شان ،  رودی پرخروش از سوز  و   درد    و خشم و فریاد
از درون شعله های سوزناک قلب شان شعله ور همچون آتفشانی عصیانگر
اینچنین است داستان این مادران و ما   ومیهنم ایران
اینچنین است این خاک آبستن رویدادهاست

هم اکنون جریان دارد دادخواهی و همراهی جمعی از مادران جان باختگان راه آزادی با خانم سیمین عیوض زاده واکرم نقابی مادران همراه سیمین و اکرم ، با نوشته هایشان به قاضی اعلام کردند که قلم او دو راه بیشتر ندارد . یا بچرخد برای جاری شدن عدالت و حکم برائت این مظلومان مبارز و معترض را امضا کند ، یا بچرخد برای چرخیدن آسیابی که با خون بهترین فرزندان این سرزمین میچرخد . اوست که تصمیم میگیرد به صف انسانیت بپیوندد یا در صف دشمنان آزادی جای گیرد .
ایران- ازشعله پاکروان مادر ریحانه جباری

چند نوجوان زیر تیغ است که سن ارتکاب به جرمشان بین پانزده تا هفده سال بوده . آینان به سن قانونی رسیده و هر شب خواب اعدام می بینند و با کابوس مرگ از خواب میپرند . پسرانی در زندانهای مختلف ایران . زندانهای پرشمار ایران  

ایران-دل نوشته مادر امیرارشد تاجمیر

پیام زندانی سیاسی سلمانخلیلی پوراز زندان دیزل آباد کرمانشاه شناسنامه هایتان را ننگین نکنید! 

پیامزندانی سیاسی مهدی فراحی شاندیز از زندان رجایی شهر  در مورد انتخابات

ازدل نوشته های مادرامیرارشدتاجمیر
زندانی سیاسی علیرضاگلی پور

یپام زندانی سیاسی علیرضا گلی پور خطاب به مردم ایران 

امروز خانواده اشکان سهرابی از شهدای قیام سراسری در بهشت زهرا جمع شده و طی مراسمی سالگرد تولد وی را گرامی داشتند

فراخوانهای جوانان و دانشجویان و هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف میهن به شرکت در تظاهرات پاریس

7بهمن نامه زندانی سیاسی رسول حردانی نامه زندانی سیاسی رسول حردانی در مورد انتخابات فرمایشی
مجلس در صلاحیت تعریف جرم سیاسی نیست، زیرا این مجلس خود وارث شکنجه، اعدام و زندان بیش از هزاران تن از هموطنان ایرانی و خوزستانی و دیگراندیشان سیاسی و باعث صلب آزادی های مدنی و اجتماعی بوده و در صلاحیت آن نیست که بتواند تعریف جرم سیاسی را تصویب کند. نمایندگان واقعی کسانی هستند که در انتخابات آزاد و دموکراتیک و با رأی مستقیم مردم انتخاب می شوند، بنابراین این مجلس مشروعیتی برای تعریف و تصویب جرم سیاسی ندارد.
من به عنوان یک زندانی سیاسی که بیش از 16 سال تحت شدیدترین شکنجه ها بوده ام از مردم ایران و مخصوصا مردم عزیز خوزستان می خواهم که این انتخابات غیردموکراتیک را تحریم کنند.
رسول حردانی - زندان رجایی شهر (گوهردشت)7 بهمن 1394

ایران-5بهمن نامه زندانی سیاسی رضا اکبری منفردخطاب به پاپ
نامه زندانی سیاسی رضا اکبری منفرد زندانی سیاسی سالن ١٢ زندان گوهردشت كرج خطاب به پاپ اعظم به عنوان یک زندانی سیاسی که هم در دهه شصت در زندان بوده‌ام و هم الان نیز به پنج سال و نیم زندان محکوم شده‌ام و تا کنون سه سال است که در زندان به سر می‌برم به اطلاعتان می رسانم از اینکه می شنوم قرار است با جنایتکاری چون حسن روحانی ملاقات کنید نمی توانم احساس تاسف خود را ابراز نکنم به جهت اطلاعتان.....
کرج - دل نوشته‌یی از زندانی سیاسی سعید شیرزاد به‌مناسبت تولد دوستش امیر امیر قلی محبوس در زندان اوین
29دی مادر شهرام فرج زاده شهیدعاشورای88 به سوی فرزند پروازکرد

ایران-متن دفاعیات زندانی سیاسی  آتنا فرقدانی

متن دفاعیات زندانی سیاسی آتنا فرقدانی 

ایران- یادبودشلرفرهادی

راز پنهان جانایت پشت پرده مزدبگیران هرزه وزارت اطلاعات رازی  خونین که سومین سال خود را در سکوت خبری کامل پشت سرگذاشت
پانزدهم دی‌ ماه ۱۳۹۴، سومین سالگرد خودکشی شلر فرهادی»‌ فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود
شلر دختر رزمی‌کاری از ایل سنجابی  بود که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خودش را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده می‌کرد،‌ ناپدید شد.پس از گذشت ۵ ماه خانواده‌‌اش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانواده‌اش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
گناه شلر، امضای بیانیه‌ای انتقادی دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه علیه سفر خامنه‌ای قاتل به این شهر بود.
او بازداشت و اینکه چه بر سرش آمد رازی پنهان ماند پس از بازگشت به خانه،‌ تا هفته‌ها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمی‌شد و تا ماه‌ها با کسی حرف نمی‌زد. ۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار،‌ تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلوله‌ای به زندگی خود پایان داد.سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بیانیه و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.

ایران-روز14دی دل نوشته های مادر  امیرارشدتاجمیرایران-روز14دی دل نوشته های مادرریحانه نه به اعدام وکشتاربه هرشکل

ایران-حرف دل روز13دی مادربهکیش ازمادران خاوران ازمیان مارفت

پاسخ مادر ستار بهشتی به تهدید دخترش: ما از تهدید سلاح نمی‌ترسیم این اسباب بازیها راجمع کنند

می تراود مهتابی دگر برای مرد دردمندی که (مرغ آمین) نیما را به یاد می‌آورد 


تقدیم به مادران جان باختگان راه آزادی -دلگريه‌هاي قلم - ع طارق

 گزارش کاملی ازمراسم ششمین سالگرد مصطفی کریم بیگی وسخنان مادر مصطفی
 سخنان خانم شهناز اکلمی مادر جانباخته  مصطفی کریم بیگی در ششمین سالگرد شهادتش

نوادگانمان به جوانی رسیدند. جوانان، میان سال…میان سالانی پیر گشتند و پیرنمان رفتند.
آه مصطفی من… جوان من…. کودک دلبندم…تو هنوز با گذشت سال ها، ماه ها، هفته ها و روزها جوان مانده ای.
جوانتر از نهال بید مجنون، ریشه در خاک عشق، مست از نغمه مرغ حق…مجنون مجنون.. مجنون عدالت و دل خون پایمال شدن حق قناری هایی که آواز خود را حبس از ترس کلاغ های پیر….
آه مصطفی عشق در این زمستان سرد گویی دستان پرمحبت آب می کند برف های قلب یخ زده ام را و بیدار می کند از خواب درختان باغ وطن را، و شکوفه ها پدیدار می شوند.
آه مصطفی بی دل….ببین چکمه های سیاسیت چه می شود گل را!!!خوب دقت کن بوی نفاق می رسد به مشام.
طبل می کوبد طبل ادعای یک رنگی. این بار صحبتم را به گونه ای دیگر بشنو.درد من تنها از آن دستانیست که تو را از باغ من دزدید. بلکه امروز بلبلان هم نغمه دروغ می بافند.
آه مصطفی تنها…چه غریب مانده ای.تنها شش زمستان از کوچ تو گذشته و در این شش سال گرگ ها هم لباس میش پوشیده هم طلب حق می کنند. اندر این گرگ و میش زمان حقی که نه برایش جان می دهند و نه حتی قدمی از قدم بر می دارند.
روزگار عجیبیست…..کجایند مردمان پر ادعا؟!!! کجایند زنان بی ادعا؟!!!
به کجا شدند آنان که فریاد سرسبزی می کشیدند و اکنون با رنگ خون تو و رفیقانت نقش قهرمانی برای فتح قله های معروفیت بر بوم سیاسیت می کشند.
کجایند پرچم داران عاشق تا ببیند قرمزی پرچم را دستمایه ای برای بهتر دیده شدن خودشان ساخته اند.
آه مصطفی….به چه فکر می کردم و سر انجامش چه شد.
کاش هم راهت شویم هم فکرت، و مسیر و هدفمان حق باشد و بجز ار حق چیزی را نخواهیم، چیزی را نبینیم و هیچ جز حق نشنویم. پروانه سوخت، شمع فروماند و شب گذشت. ولی قصه دل ناتوان ماند…………
در این مراسم علاوه برسخنرانی مادر امیرارشدتاجمیر،مادر وپدر ریحانه جباری،مادر اسانلو شعر زیبای دختر نه ساله ای که برای مصطفی سروده بود درشروع برنامه خوانده شد 


مراسم ششمین سالگرد مصطفی کریم بیگی شعرنیوشا جگروند
کبوتری با بال‌شکسته آرزوی پرواز داره  درون‌سینه‌اش یک دنیا راز داره
هر شب‌توی خوابش ازادی رو‌میبینه      آرزوی فرزند‌سبز‌ایران همینه
ای مردم مصطفی را‌زدند با تیر         و پرنده ای بود که داشت دل شیر
حالا اون از پیش مارفت و مرد  اون پرنده به خاطر آزادی گلوله خورد
هنوزم به قلب ما میزنند تیشه    نمیدونن این درخت کنده نمیشه
روی یک‌پل جانت را دادی   اما پلی شدی برای ازادی
پر های خونینت نسیم پرواز داره   برای راهی شدن حس آغاز داره
دل مادر برایت داغداره   راه سبزت برای او افتخاره
اینو بدون ای گل گلوله خورده   که مادرت با یاد تو هنوزم طاقت اورده
ما هیچوقت نمیریم روح مصطفی پیش‌ماست ازادی یک واژه ی ناب درون کل دنیاست

روز6دی از #شعله پاکروان
امروز 6 دیماه است . روزی که برای ان زنان که میشناسم و از نزدیک با دردشان آشنا شده ام ، معنایی متفاوت دارد . روزی است که حاصل بیست و چند سال باغبانی شان به تیر جفا یا چرخ نامرد گردون ، آتش گرفت و خاکسترش ، خاک بر سر دنیا کرد . روزی است که مهتاب از شیهای این زنان ربوده شد ، که ماهشان چهره در خاک کشید و خون . روزی است که عشق اینان سربریده شد ، به دست جفاکار بی مروت در قبال چند پر کاغذ ، به نام اسکناس . بروی این زنان ، خاک پاشیدند با بخون کشیدن پاره های تن و بجایش پول گرفتند . مزد گرفتند تا گور ها را از بهترین جوانان پر کنند . مزد پاکدامنی و عشق و محبت مادرانه ی این باغبانان را با خون فرزندانشان دادند . 
وای بر ملتی که فراموش کند ، لاله های این دشت بلا را ، در روز عاشورای خونین 88 . در 6 دیماه . 
ادامه در فیسم کلیک کنید


زیباترین انسانها بر این سنگفرش افتاده اند برای خواندن شعر کلیک کنید

 از شعله پاکروان دل نوشته ای در حمایت از آرش صادقی
بر میهنم چه رفته است که هر ثانیه هریک از ما درسکوتش حکم مرگی خاموش یا غیرخاموش را صادر میکند؟


من متحیر ماند ه ام از هلاکت فریاد تنها این قلم بدستان نیستند که حکم اعدام تدریجی میدهند وقتی که ما ساکتیم خودنیز قلم بدستی هستیم و پاسدارانی که حکم اعدام را امضا کرده ایم درود برشما که هیچگاه حاضر نشدید با سکوت خود چنین احکام ضد بشری را امضا کنید 



چهارم 4دی ز شعله پاکروان به شهین مهین فروپاسخ مادر امیرارشد به وی

حرف دل روز را برایتان میگذاریم بدون هیچ شرح و تفضیلی فقط احساسم این است که ایران با وجود چنین مادرانی هیچگاه 

کویر تشنه نخواهد بود و نمیشود برای ایران مان سر سبزترین بهاران آزادی را به ارمغان میاوریم هرگز به بهار و این عهد و پیمانهائي که از ته دل آزادگان است شک نکنید

ایران-حرف دل روز3دی دل نوشته مادر امیرارشدتاجمیر

متن دل نوشته مادر امیرارشد تاجمیربه مناسبت پنجمین سالگرد شهادت فرزند





ایران-حرف دل روز1دی دل نوشته مادرریحانه جباری

زمستان امسال را با دل نوشته بسیار زیبا و تاثیرگذار خانم شعله پاکروان مادر ریحانه جباری شروع می کنیم
باشد که سرسخت تر از همیشه در مقابل این زمستان سخت و سرد و تار میهن بیایستیم و بهاران راستین آرادی را محقق کنیم، واژه هائي که غالب کلمات معمول را در نروریده از دل واقعیتهای سر سخت عبور میکند به اعماق قلب انسانیت می نشیند و از درون انسان را به اوج انسانیتش باز میگرداندایران با چنین مادرانی با چنین شعله هائي آتشفشانی از طغیان علیه زمستان است


دل نوشته مادر امیرارشدتاجمیربهترین هدیه ای که به مادران امروز در ایران میشه داد به نظرتون چیه؟



شعر زیر شعری است مادر ریحانه جباری در روز سي خرداد، 20 ژوئن روز جهاني در حمايت از زندانيان سياسي در ايران سروده بوداین بهترین هدیه ای است که این مادر خواسته است حرفش البته که حرف دل همه مادران و همه مردم ایران استروز مادر را با تحقق همین آرزو که بهترین است تبریک میگویم به امید آزادی



 مادر امیرارشدتاجمیر
ز گهواره تاگور «آزادی» بجوی، هم قلبی و هم‌صدایی با دکترملکی– عليرضا خالو‌كاكايي

ز گهواره تاگور «آزادی» بجوی، هم قلبی و هم‌صدایی با استادِ فرزانه – عليرضا خالو‌كاكايي

شعری زیباتقدیم به دکترملکی

گزارشات تکمیلی تظاهرات و اعتراضات روز دانشجو ۱۶ آذر دردانشگاههای تهران و دیگر شهرهای کشور
تظاهرات بیش از هزار دانشجو در نجف آباد با شعار:
 دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد
روز دانشجو- شکست رژیم درسرپا کردن سلیمانی و شرکت او در یک مراسم تشریفاتی و روحیه دادن به نیروهایش


دکترمحمد ملکی امير ارشد بيا شمعها را فوت كن و تنها آرزويت را بكن آزادي که این بار ما متعهد میشویم که آن را به ارمغان بیاوریم 

برای تولد امیرارشد تاجمیر

خالد حردانی زندانی محبوس در بند۴ سالن ۱۲ زندان رجایی‌شهر در دفتر خاطراتش پاسخ تهدید، شکنجه و پروندهسازی ماموران امنیتی را نگاشته استحرف دل امروز من از زبان اوست:

خالد حردانی زندانی محبوس در بند۴ سالن ۱۲ زندان رجایی‌شهر


از پیام مریم د رجوی در فقدان مادر  هما دشتی

خانم هما دشتی «مادر همای نازنین» مادر عزیز و مهربان همه ما زندانیان و تبعیدیان، چشم از جهان فروبست و به فرزندان جاودانه اش «هود و فریبا دشتی» پیوست. او در روز سه شنبه10آذر، شب اربعین حسینی در تهران در سن 79 سالگی درگذشت و پیکر پاکش روز چهارشنبه 11آذر در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

اززبان مادر ریحانه جباری
10 آذراززبان بهناز زینالی
بر صورتى كه شما سيلى زديد،ما بوسه مى زنيم
يقين دارم عشق و و همدلىِ ما ريشه نفرت و كينه تان را مى خشكاند،يقين دارم بهارى مى رسد كه چهره رنجورِ اين خاك و دلهاى شكسته ى مادران و پدرانش التيام خواهد يافت.
شتاب كن بهارِ من.... 
پدرم حدود يك ساعت پيش آزاد شدند.
از جانب خانواده ام از تمام برادرانِ بزرگوارم كه در حمايت از بازداشت شدگان هفته ى اخير دست به اعتصاب غذا زده اند،بى نهايت سپاسگذارم و خواهشمندم به اعتصاب غذاى خود پايان دهند تا تحمل روزهاى سختِ زندان را طاقت فرساتر نكنند.از دوستانى كه در اين روزها در كنارمون بودند و با پيام هاى محبت آميزشان همواره در اين راه سبب دلگرميمان شدند ممنونم.به اميد آزادى تمامى محبوسين و محصورين بى گناه

 مادر ریحانه جباری
 مادر ریحانه جباری
دل نوشته های مادر ریحانه جباری در صفحه فیس بوکشان قلب هر ایرانی آزاده را بدرد میاورد و تا اعماق جانها نفوذ میکند 
 گوهرعشقی مادر ستاربهشتی

ترانه یه روز اما – تقدیم به ستار بهشتی

خواهران و برادران دربندم؛
 گوهرعشقی مادر ستاربهشتی
نامه زندانی سیاسی امید علی شناس به مادرش
نامه  نرگس محمدی به فرزندانش تولدتان مبارک

بیانیه زندانی سیاسی علی معزی در اولین روز اعلام اعتصاب‌غذای اعتراضی
دل نوشته مادر امیر ارشد تاجمیر اینجا ایران است
 نامه بهناز زینالی برای خواندن متن کامل نامه اینجا کلیک کنید
 دکترمحمد ملکی ماهم در سر رویائي داریم

ماههاست که یاران شنبه های اعتراضی مقابل زندان اوین بدنبال رویاشان ایستادگی میکنند نه باران مانعشان است نه ترس از بسیجی و انتظامی تا رسیدن رویایشان هر شنبه برسر قرار حاضرند 

از پیام مادر قهرمان ستار بهشتی

گوهری که فریاد نه به خشونت او بر تارک تاریخ نقش بسته است

همدردی مادر قهرمان ستار بهشتی با مردم فرانسه
 پیام مادر قهرمان ریحانه جباری
همدردی مادر شهید قهرمان امیرارشد تاجمیر با مردم فرانسه
از نامه زندانی سیا سی مریم اکبری منفرد
در اینجا کلمه و حرف برای بیان کم میاورد بهتر است بی گفتگو و هیچ حرفی فقط این کلیپها از مراسم اولین سالگرد ریحانه جباری را ببنید اینها گوشه ها و ذرات کوچکی از داغ و دردی است که د راین دلها و جانهای شیفته شعله میکشد
صحبتهای تکاندهنده مادر امیر ارشد تاجمیر و سعید زینالی و مارد بزرگ ریحانه جباری
در لینک زیر:
https://www.facebook.com/dadban.azadi/videos/484229735081971/
لینک صحبتهای وکیل ریحانه و دکتر محمد ملکی
https://www.facebook.com/shahrvandyar/videos/970430813012939/
گزارش تلویزیون العربیه فارسی از مراسم ریحانه جباری
در لینک زیر
http://vid.alarabiya.net/2015/10/27/iranian271015/iranian271015___iranian271015_video.mp4
 ستار بهشتی
سه سال پيش در چنين روزهائى در وبلاگي به اسم شهاب آزادي كلماتي نقش بست
من سكوت نميكنم حتي اگر قرار به رسيدن لحظه مرگ من باشد
اين آخرين كلام وآخرين انتخاب ستاربهشتي بود انتخاب وجمله اي كه در دل تاريخ ميهن جاودانه شد و مشعلي فرا راه آيندگان.
 بعداز آن بود كه پليس فتا او را باخود برد جسم ستار را برد
 ستار با بدني كوفته وزخمي وارد بند 350شد و با فروتني و هيجان به شهيدغلامرضا خسروي هوادار سازمان مجاهدين كه درتاريخ 11خرداد93اعدام شد) گفت: ”فقط يک روز اين‌جا هستم، فردا مي‌برندم، قاضي برايم ۱۰ روز ديگر بازجويي دراختيار پليس فتا نوشته“، ستار ادامه ميده: 
ستار بهشتی

دروبلاگم اززندانيان سياسي اوين و گوهردشت (رجايي شهر) دفاع کرده‌ام به ويژه از محکومين به اعدام بسيار ياد کرده‌ام، چه خوب شد که چهره‌هاي آشناي شما را از نزديک ديدم، کاش گوهر دشتي‌ها را هم مي‌ديدم، همه‌تان را دوست دارم“.
ستار ادامه ميده:
 ستار بهشتیخيلي شکنجه شدم، آويزانم کردند، به‌سر و شکمم مي‌کوبيدند، فحش و توهين و ضرب‌وشتم بود که مي‌باريد درحالى که دستبند قپانى به من زده بوده و روى زمين‌‌ رهايم کرده بودند بازجو پا روى سرم گذاشته و به مادر و خواهرم فحاشى مى کرد. دست و پايم را به صندلى بسته بودند و بازجو با مشت و لگد به جانم افتاده بود بازجو صراحتا بهم گفت: مى کشمت و نمى گذارم زنده از اينجا بيرون بروى، حتى نمى گذارم جنازه‌ات به دست مادرت برسد، تنها راهى که مى توانى از اينجا بيرون بروى و دوباره مادرت را ببينى همکارى با من است و اينکه آن چيزى را که من مى خواهم بگويى و بنويسى.
ستار به زخم روى گردن‌اش اشاره ميكنه و ميگه به دليل استفاده از شوک الکتريکى اينطور شده ،تمام بدنم درد مي کند و ادرارم هم خوني شده.
قراره فردا به پليس فتا ببرنم، بگيد چکار کنم که زير شکنجه طاقت بياورم، به مادرم گفته‌ام که اگر من شهيد شدم، غصه‌دار نباشيد و افتخارکنيد
اندکی بعد ستار را صدا میزنند و دیگر او برنگشت لبخند بر لب زیر شکنجه شهابی شد جاودان
همانطور که نوشته بود کشتن او در زیر شکنجه باعث شد بزودي بساط ظلم شما بر سرتان فرو خواهيد ريخت
 او خودش نوشته بود بدانيم يكبار بدنيا ميائيم و يكبار ميرويم ولي چه خوب است در اين يكبار با شرف زندگي كنيم و با عزت بميريم.  اینچنین بود که ستار بهشتی شهابی شد برای آزادی و تا تحقق آزادی میهن و برچیده شدن بساط ظلم حاکمان کنونی پرتوش روشنای راه مبارزان و ازادیخواهان است
ستار بهشتی
ستار بهشتی
ستار بهشتی

مراسم یادبود اولین سالگرد اعدام ریحانه جباری در بهشت زهرا در تهران که روز یکشنبه 3 آبان برگزار شد، 

شماری از مادران شهدا از جمله مادر ستار بهشتی حضور یافتند و یاد او را گرامی داشتند.
خانم شعله پاکروان مادر ریحانه گفت:
سخنان شعله پاکروان اولین سالگرد ریحانه جباری
سخنان گوهر عشقی مادر ستار بهشتی اولین ساگرد ریحانه جباری
 نامه معصومه نعمتی مادر آتنا دائمی
 دل نوشته مادر امیر ارشد تاجمیر
اولین سالگرد ریحانه جباری

آی آدمی که نمیدانی اعدام یعنی چه . بیا تا برایت بگویم . برو به دیدن کسانی که اعدامی داشته اند . بیدار شو از خواب خوش غفلت . اعدام در روزنامه یک خبر نیم خطی یا یک عدد و آمار است . اما در حقیقت ، جهانی از سیاهی و تلخی و زشتی است که در آسمان شهر پراکنده میشود .
آی آدمی که به اعدام فکر نمیکنی . آیا میدانی بسیاری از خانواده های اعدامی از شنیدن اذان صبح میترسند ؟ چگونه میخواهی با
خیل رنجوران و درد کشیدگان این پدیده ی زشت ، آینده ی خودت را روشن کنی ؟
نزد من بیا تا برایت قصه های تلخ اما حقیقی بگویم . شاید بعد از بیدار شدن ، دستهایت را در دست من و دیگران بگذاری و به جمع مخالفین اعدام بپیوندی . شاید آرزوی تو هم مثل ما ، ایران بدون اعدام شود . شاید لکه سیاه و نفرت انگیز بالاترین آمار اعدام در جهان به نسبت جمعیت ، از دامن ایران ما پاک شود .
یکصدا بگوییم : نه به اعدام نقطه سر خط .

اگر بود الان چهل ساله شده بود نمیدونم مادر تنهایش امروز برایش 40تا روشن کرده یانه نمیدونم نگین این 40تا شمع رو بجای مادر فوت کرده یانههیچ خبری از نگین و مادر بزرگش نیست تک و تنهاو بی کسایران-شبنم سهرابی

از دل نوشته های خواهر سعید زینالی

امروز روز توست...اما بدونِ حضورت روزِ ميلادت!!

ایران -امه شاهرخ زمانی به دخترش

آخرین  پیام زندانی سیاسی شاهرخ  زمانی از  زندان رجایی شهر کرج، پیرامون اعتراضات و اعتصابات اخیر کارگری، به ویژه اعتراضات وسیع و باشکوه معلمان- مردادماه 1394



آن دم كه نيكي و بدي گاه پيكار است فرو رفتن به كام مرگ شيرين است
همان بايسته آزادگي اين است

هيچوقت مسعود فراموش نميشود هيچوقت

به ياد شهيد قيام مسعود هاشم زاده

از زبان مادر شهيد مسعود هاشم زاده:« پسرم خيلي به زندگي اميدوار شده بود. هيچوقت اون رو تا اين اندازه شاداب نديده بودم.مسعود پسر صبوري بود.دگرگون شده بود.روزهاي آخر بيشتر فكر ميكرد وكمترحرف ميزد.دنياش عوض شده بود. ميگفت مي خوام حق مردم رو بگيرم. سر چهارراه مستعانيه با گلوله قلبش رو سوراخ كردن اما اون قلب در سينه هزاران جوون ايراني مي تپه. من حالا به جاي مسعود شهيدم، هزاران مسعود دارم.»

 به مناسبت تولد محمد مختاری شهید25بهمن تولد مردیکه ایستاده مردن را به نشسته زیستن در ذلت ترجیح داد محمد مختاری تولدت جاودانگیت مبارک 

 ایستاده رفت و قامت ایران را سروی ایستاده کرد وگفت من جوان ایرانم تن به ذلت و سکوت و نشستن زیر بار ظلم نمیدهم خونم گواه و خونم جوشان و جاری من زنده ام مرده آنانند که می نیشنند به انتظار و سکوت و نظاره

شعله پاکروان مادر ریحانه قهرمان در رابطه با تولد شهید راه آزادی ستار بهشتی می نویسد 

خبری نیست بجز اینکه تمام شب گذشته را به گوهر عشقی فکر کردم . به اینکه چگونه از مرگ پسر نازنینش مطلع شد .به داغی سوزاننده تنم و تضاد بی نهایتش با سرمای مغزم ، درست زیر استخوان جمجمه . به پایان امیدواری .
به سینه سوزان و جوشان گوهر بانو . به کابوس تداعی شکنجه فرزندانمان . به صدای فریاد دختری زیبا و پسری رشید که از پس هر ضربه کابل یا لگد در ذهن میپیچد . به پوست شکافته ی تن نازک فرزندانمان . به صورت له شده در گرداب جفا . به گوشت پاره پاره و ریش شده ی کف پا . به زخمهای خون آلود تن . به کبودی . به درد . به زهری که آرام و خزنده در خونم جریان میابد . به نفرت از شکنجه گر . به تفکر بدوی قرون وسطایی . به بی پناهی فرزندانمان پشت دیوارهای سنگی .به پناهی دو زن که نمیدانند چه کنند تا دلدارشان درد نکشد . به دو مادر که نمیدانند چگونه بگویند نزنید این دو جوان را . بجایش ما را ببرید . قساوت خود را روی تن ما بریزید . تابلوی نفرت انگیز رد خون آلود شلاق را بر تن ما نقاشی کنید .
ستار و ریحانه را شکنجه نکنید . آنها فقط دو جوان خامند که نمیدانند با چه دیوی پنجه در پنجه شده اند . آنها فقط دو جوانند . پاره تن ما . عشق ما . همه دار و ندار ما . بس کن شکنجه گر . امیدمان را نگیر .
هر چند در رباط کریم و بهشت زهرا ، دو جهان امید خفته است ، زیر خاک سرد گوری خاموش .

 شعر زیبایی از خانم شعله پاکرپان مادر دل سوخته ریحانه جباری

۷ نظر:

  1. #Iran #iran_policy #IranFreedom #MaryamRajavi
    #HumanRights #IranDeal #peacefreedom4Iran #nuke #Tehran

    پاسخحذف
  2. درود بر شهیدان راه آزادی ایران سلام برفرزندان پاک مصدق، حنیف نژاد، میرزاکوچک خان، ستارخان ، باقرخان که برای آرادی مردم ایران از همه چیز خود گذشتند تا مردم ایران به سعادت و خوشبختی برسند
    سلام بر آزادی مرگ بر اصل ولایت فقیه

    پاسخحذف
  3. صفحه شمابسیار عالی بود به امید آزادی ایران زمین از لوث وجود آخوندهای جبارودین فروش

    پاسخحذف
  4. با درودو تعظیم در برابر یکصدوبیست هزار شهید راه آزادی که در برابر دژخیم سرخم نکردند و سرفرازانه بر طنابهای دار بوسه زدند و تابلوی عاشورا را هرچه باشکوهتر تکمیل کردند
    آری خون بهای آزادی ملت ایران را فرزندان دلیرو قهرمانش روزانه پرداخت میکنند تا بیت العنکوبت خامنه ای جنایتکار را برسرش خراب کنند
    درود بر شما بخاطر زحماتی که برای ارئه این صفحه بسیار زیبا و بیاد ماندنی میکشید دست شما درد نکند خدا قوت

    پاسخحذف
  5. سلام واقعاِ خسته نباشی
    خیلی عالی و تاثیرگذار و انگیزاننده بود خیلی خیلی تلاش و زحمتی که برای اینکارکشیدی قابل قدردانی و ستایش است و خیلی خوب در شاَن جوانان و مادران و فرزندان غیرتمند ایران عزیزمان وقت گذاشتی موفق باشی از زحماتت ممنون و سپاسگزارم و قدردانی میکنم

    پاسخحذف
  6. واقعا خسته نباشی خیلی زیبا و پر رابطه و انگیزاننده درست کرده ای دست مریزاد .
    درود بر تک تک شهیدان از سال ۵۸ تا به امروز که خونشان همچنان جوشان است.

    پاسخحذف
  7. وبلاگ بسیار زیبایی درست کرده اید . جذاب است . بهتر است زیاد تبلیغ شود که همه ببینند . دست مریزاد و خسته نباشید

    پاسخحذف