۱۳۹۷ مرداد ۱۰, چهارشنبه

ایران-سی‌امین سالگرد قتل عام۶۷


سیمای آزادی از ۷ مرداد ویژه برنامه خود درباره قتل عام۶۷ را شروع کرد
این پست اختصاص به این یرنامه و سایر مطالب جدید درمورد قتل عام۶۷ دارد


مروری بر یک خاطرة دردناک از قتل عام زندانیان سیاسی در مرداد۶۷

دمپائی‌های گوشه دیوار

...وقتی برای انجام آن کار رفته با کمال وحشت چشمش افتاده بود به یک جنازه سوراخ سوراخ که هنوز هم از محل گلوله‌هایش خون جاری بود. کفنی در کار نبود بلکه یک ملحفه کهنه ولی بزرگ را همینطوری دور بدن جنازه ـ که لباس زندان تنش بود ـ پیچیده بودند. پیدا بود او را تازه تیرباران کرده‌اند و نمی‌خواهند کسی از قضیه بویی ببرد.
مام ولی مدت مدیدی بود که فهمیده بود که آدم حاجی شده و دارد جنازه اعدامیان و زندانیان سیاسی را جا به جا می‌کند ولی یکی از ترسش و یکی هم به‌خاطر پول فراوانی که به او می‌دادند، چنان سکوت مرموزی پیشه کرده بود که قند توی دل بالاسریهایش آب می‌شد. بارها خودش از حاج آقا قندرانی این حرف را شنیده بود:





این تبارنامه گل سرخ است
این تبارنامه گل سرخ است. قطره‌ای از دریای رنج و خون مجاهدین. چکیده‌ای از آنچه که در ۴۰سال گذشته بر نسل وفا و ایمان رفت...
آه اگر روزی پرده از جنایات جلادان شقاوت‌پیشه برافتد.
آخوند گیلانی، گفت: فکر‌هایتان را بکنید، اگر اطلاعات ندهید، بنا‌به‌فرموده امام، کشتن همه‌تان واجب است.
خمینی گفت: «"ضرب حتی‌الموت". از بچه ۹ساله منافقین تا پیرمردها و زنانشان را می‌شود با عذاب کشت…» 
راوی:آری این‌گونه بود فرمان امام سبوعیت و جنایت:
کابل ـ قپانی جوجه‌کباب - آویزان کردن از سقف ـ بی‌خوابی ـ آویزان کردن زنان از مو ـ قطع‌عضو - خفگی مقطعی ـ اعدام مصنوعی - عفونی کردن زخم ـ شوک برقی – ریختن آب جوش یا آب سرد روی بدن - آپولو ـ راه بردن در میان اجساد - تزریق دارو - گرسنگی دادن – فرو بردن سوزن داغ زیر ناخن- کشیدن ناخن - آمپول هوا - ریختن اسید در حلق زندانی، پمپاژ کردن آب و تاید در حلق و بینی - گرفتن خرخره و راه نفس - سوراخ کردن پا با مته_ اتاق‌ گاز - نگه‌داشتن در تابوت برای ماههای متوالی - کشیدن برس به‌زخم کابل - شلاق زدن در حضور خانواده

این نه اگر معجزه ست پاسختان چیست
در نفس اژدها چگونه شکفته‌ست. این همه یاس سپید و نسترن سرخ....

مادر شریفی ۵۰ساله آن‌قدر شکنجه شده بود که انگشتهایش یکی بعد از دیگری سیاه می‌شد و می‌افتاد و او با افتخار می‌گفت که هر کدامتان که آزاد شدید از قول من به مجاهدین بگویید که چگونه تکه‌تکه شدم.
وقتی بر پیکر ثریا شکرانه دیگر جایی برای شکنجه بیشتر وجود نداشت،‌ او را داخل پتو پیچیده و به رگبار بستند.
مادر ذاکری پیش از اعدام گفت چشمهای مرا نبندید می‌خواهم حقانیت مجاهدین را به چشم ببینم.
الهه دکنما دانش‌آموز بود، وقتی اعدامش کردند بر‌روی لباسش نوشته بود قبل‌ از اعدام ۷بار به‌ او تجاوز شده است.
مسعود شکیبانژاد در وصیت‌نامه خود نوشت:
مادر من می‌روم و تو از لحظه مرگ من هزاران هزار پسر داری. مادر افتخار کن!
در مرداد ۶۷تنها ظرف ۴روز ۸۶۰ جسد از اوین به بهشت زهرا منتقل شدند.
بارها شهناز داوودی را در حضور فرزندان خردسالش شکنجه کردند. او در زیر شکنجه فریاد می‌زد: درود بر‌رجوی، درود بر‌مجاهدین!
وقتی شهناز را برای اجرای حکم اعدام صدا زدند، به پسر کوچکش شیر می‌داد.
سمینا اقبال‌میرزا گفت فدا کردن آموزش نمی‌خواهد. من هر چه دارم باید بپردازم. و قبل از هر چیز باید جانم را در این راه بدهم.

نامشان زمزمهٔ نیم‌شب مستان باد تا نگویند که از یاد فراموشانند
حمیدرضا سلیمانی،‌ محمود خدابنده لویی،‌ سید محمد مصباح،‌ ندا حسنی،‌ امیرسعید حقیقی‌فر،‌ محمدرضا لاچین پور،‌ غلامرضا پوراقبال،‌ آذر احمدی،‌ رقیه مصباح،‌ حبیب‌الله خانعلی،‌ سوفان چان،‌ مهدی فریدونی،‌سیامک ماسوری،‌ سعید مرادی، حسن فارسی، ‌فاطمه سپهری،‌ مهین رضایی،‌ علی‌اکبر اکبری‌،‌ احمد فلاحتگر، پرویز سلیمی،‌ جعفر آمرطوسی،‌ حسن سیاح،‌ محمدرضا صمیمی‌ها،‌ پروین جباریانها.
مسعود رجوی:‌ «هزارها بار قلبم رو سوراخ کردن،‌ هزارها بار طناب به گردنم انداختن. هزارها بار بر بدنم شلاق زدن. من مجاهد خلقم. صدهزارانم. نماینده نسل بیشمارانم. آمدم خودم رو فدیه رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران من انصاری الی الله
من نمی‌دانم/ شاید زیاد باشد این همه رنج برای پیکر ما/ شاید زیاد باشد این همه بار، برای شانه ما/ شاید زیاد باشد این همه خاطره تلخ برای دل کوچک ما/ شاید زیاد باشد این همه انتظار، از ما/ شاید زیاد باشد این همه سوگ، برای یک غده اشک/ شاید زیاد باشد/ شاید! نمی‌دانم/ اما، شاید زیاد نباشد آزادی/ برای میهنی که سالیان دراز/ خون برجگر، خنجر به پشت داشته است




قتل عام ۶۷ معرفی یکی از عاملان قتل عام در تابستان خونین ۶۷ در زندان تبریز

محمدعلی نصرتی زگلوجه یکی از شکنجه گران و قاتلان زندانیان سیاسی در زندان تبریز بود.
زندان تبریز یکی از زندان‌هایی است که جلادان نظام ولایت فقیه با شدت غیر قابل باوری زندانیان سیاسی را در آن شکنجه کرده‌اند. بعد هم مرتکبان همان جنایات به پست و مقام‌های بالای اداری و نظامی رسیده‌اند. در اینجا به یک نمونه از این ارتقاء درجه‌ها پس از اعمال ضدانسانی اشاره می‌کنیم.
پاسدار محمدعلی نصرتی زگلوجه از سال۱۳۶۳تا ۱۳۶۷ رئیس زندان تبریز بود. او پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ لات و لومپنی سرشناس و به قمه کشی و باجگیری مشهور بود.
به گفته شاهدان، مأموران و مسئولان زندان تبریز همگی از ارذال و لاتها و لومپنهای شناخته شده نظیر جعفر مسگرزاده قره باغی(معروف به گن جعفر) بودند. یکی از این مأموران پاسدار محمدعلی نصرتی می‌باشد که با هر جنایتی پست و مقامش بالاتر می‌رفت.
محمدعلی نصرتی در سال ۱۳۶۰ یک روز در خیابان یکی از هواداران چریکهای فدایی خلق، به نام کمال کیانفر لیقوان، را که در حال فروش نشریه بود با کلت خود می‌کشد! پس از آن با تشویق مقامات بالاتر مسئول بازرسی کمیته‌های انقلاب آن زمان می‌شود و در زندان نیز پست قابل توجهی می‌گیرد. او بعد از خرداد۱۳۶۰ نیز یکی از دست اندرکاران کشتار زندانیان سیاسی بود. در سال۶۳ رئیس زندان تبریز می‌شود. سرانجام زمان قتل عام سال۶۷ فرا می‌رسد. او نقش بسیار فعالی در کشتار زندانیان اسیر داشت.
در گزارش مستندی، آمده است: «در شبی که بسیاری از زندانیان سیاسی و حتی کسانی که زمان محکومیت آنها به پایان رسیده بود، محمدعلی نصرتی فرمان داد نجارخانه زندان را آب و جارو کردند. کتش را مانند شنل روی دوشش انداخت و پاشنه‌های کفش‌هایش را خواباند و در نجارخانه روی یک مبل راحتی نشست و پا روی پا انداخت. در کنارش میزی بود پر از تخمة آفتابگردان و نخود و کشمش و تنقلات دیگر و یک قوری بزرگ چای. محمدعلی نصرتی در حالی که تخمه می‌شکست فرمان مسابقه طناب کشی مرگباری را به جلادان زندان داد! مأموران ولایت فقیه، طناب را حلقه می‌کردند و به گردن زندانی محکوم به اعدام می‌انداختند و سپس یک گروه از سوی راست و گروه دیگر از سوی چپ طناب را می‌کشیدند. پس از این که زندانی در این طناب کشی خفه می‌شد…. محمدعلی نصرتی در حالی که قهقهه می‌زد و می‌خندید فرمان می‌داد که زندانی دیگر را بیاورند و به این ترتیب ده‌ها زندانی با روش رذیلانه رئیس زندان تبریز در تابستان ۶۷ اعدام شدند».
او که همیشه می‌گفت آدم کشتن برایش از کشتن مگس آسان تر است بعد از این همه جنایت ارتقا درجه می‌یابد. سرتیپ سپاه می‌شود و مدتی بر کرسی فرماندهی نیروهای انتظامی استان آذربایجان غربی تکیه می‌زند و مدتی هم دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر آذربایجان شرقی می‌شود.
در حاکمیت ننگین ولایت فقیه؛ فرماندهان؛‌ روسا؛ وزیران کابینه های مختلف؛‌ رییس جمهور و شخص خامنه‌ای بر کرسی های خون تکیه زده و همه آنها دست در خون فرزندان ملت ایران دارند.

روزی نه چندان دور؛ تاریخ ایران درباره این جنایت بزرگ قضاوت خواهد کرد و این جانیان به دست عدالت سپرده خواهند شد. ضمیر تاریخی هیچ ملتی چنین جنایاتی را فراموش نخواهد کرد و پرونده این قتل عام هولناک در برابر انظار گشوده خواهد شد.


سی‌امین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی (گفتگو با فروغ گلستان)
در برنامه ای به مناسبت سی امین سالگرد قتل‌عام ۶۷ گفتگوئي باخواهر مجاهد فروغ گلستان درتاریخ ۱۶مرداد انجام گرفت و پاسخی به سئوالات زیر داده شد

سؤال: چرا بعد از ۳۰سال ما هم‌چنان به موضوع قتل‌عام سال ۶۷ می‌پردازیم؟
سؤال: برخی از جوانان می‌پرسند که آیا بهتر نبود زندانیان موضع دیگری می‌گرفتند و زنده می‌ماندند تا ببیشتر به رژیم ضربه بزنند؟
سؤال: پدیده جدیدی که توجه بسیاری از ناظران و رسانه‌های خارجی هم جلب کرده این است که نسلی که بعد از قتل‌عام به‌دنیا آمدند این روزها دادخواه خون شهیدان هستند. این موضوع را چطور توصیف می‌کنید؟

سؤال: ارتباط قیام با جنبش دادخواهی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟


تجدید عهد با سربداران مجاهد قتل عام۶۷ بر سرمزار آنها توسط کانونهای شورشی

اعضای یک از کانونهای شورشی در سمنان نیز با حضور بر مزار برخی از سربداران مجاهد قتل‌عام شده در سمنان حاضر شده و تجدید عهد کردند. یک از اعضای این کانون شورشی از جانب شهید اقدس همتی گفت:من مجاهد خلق اقدس همتی شهید قتل‌عام در سال ۶۷به فرمان خمینی دجال اعدام شدم، زنده باد ارتش آزادیبخش ملی ایران – باز می‌آییم.
عضو دیگری از کانونهای شورشی گفت: من مجاهد خلق حسین مؤکدی شهید قتل‌عام در سال ۶۷به فرمان خمینی جلاد اعدام شدم، زنده باد ارتش آزادیبخش
کانون شورشی دیگری در تهران با حضور بر مزار شهدای قتل‌عام ۶۷در بهشت زهرا با آنان تجدید عهد کردند. یکی از اعضای کانون شورشی گفت: من مجاهد خلق محسن رشیدپور هستم که خمینی سال ۶۷دستور قتل‌عام داد، زنده باد ارتش آزادیبخش ملی ایران – باز می آییم
کانون شورشی دیگری نیز با حضور بر مزار شهدای قتل‌عام ۶۷در بهشت سکینه تهران با این قهرمانان سربدار تجدید عهد کردند



















اعضای یکی از کانون شورشی مسجد سلیمان با حضور بر مزار قهرمانان شهید قتل‌عام ۶۷و گل گذاری بر آن با این قهرمانان سربدار تجدید عهد کردند. یک از اعضای کانون شورشی در پیام خود گفت: با درود به آزادی خواهان ایران با رسیدن به این مکان اشک انسان جاری می‌شود، از جانب کانونهای شورشی استان خوزستان برای زیارت مزار شهیدان سال ۶۷به اینجا آمده‌ام تا بر روان پاکشان درود بفرستم. خواستند ما را دفن کنند غافل از این‌که ما خود بذر بودیم. درود به روان پاکتان، ای بی‌نام و نشانها ای گلهای پرپر آزادی، درود، درود، درود می‌فرستم بر روان پاکتان




قتل‌ عام سال ۶۷ - گرامیداشت سی هزار شهید سربدار در شهرداری منطقه یک پاریس 
فراخوان به محاکمه سردمداران رژیم آخوندی به‌خاطر جنایت علیه بشریت در قتل عام سال ۶۷


روز جمعه ۱۲مرداد ۹۷، به‌مناسبت سی‌امین سالگرد قتل‌ عام سی هزار زندانی سیاسی توسط رژیم آخوندی در تابستان سال ۶۷، کنفرانسی در شهرداری منطقه یک پاریس که از ۹مرداد شاهد برپایی نمایشگاهی در گرامی‌داشت یاد شهیدان سرفراز این قتل‌ عام است، برگزار شد.
در این برنامه، شرکت‌ کنندگان نخست از نمایشگاه قتل‌ عام ۶۷ بازدید به‌عمل آوردند. در این نمایشگاه تصاویری از شهیدان سربدار قتل‌ عام، مزارهای دست‌جمعی و همچنین اسناد جنایت علیه بشریت هم‌چون فتوای خمینی به‌منظور کشتار همه مجاهدین زندانی، تصاویر و سوابق اعضای هیأت‌های مرگ خمینی و نیز فراخوانها و موضع‌گیریهای بین‌المللی و دستاوردهای جنبش دادخواهی در معرض بازدید گذاشته شده است.



ارتباط مستقیم قتل عام ۶۷ تابستان خونین فریده بهزادنظیری

برنامه  سی هزار گل سرخ در تابستان خونین۶۷ به جلاد گفتند نه











































به مناسبت سی امین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی درسال۶۷
 یادی ارمجاهدین قهرمان سربداردرمشهد,همدان,رشت, آبادان و تبریز


قتل عام سال ۶۷ بر کتیبهٔ خاوران
مطلبی از سایت مجاهد بیان تاریخچه کامل قتل عام از آماده سازی ها و وعده های دروغ خمینی جانی تا زمانی که برای اولین بار تصمیم قتل  عام زندانیان سیاسی توسط خمینی جنایتکار گرفته شد تا آماده سازیهای قتل عام و شروع قتل عام و چگونگی آن

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر